جهان های بچه و خانواده بزرگ جهان ها
رياضيات مورد کاربرد در فيزيک موجود جنبهها و چشماندازهايی از جهان فيزيکی را در مقابل ما ترسيم میکند که آنها را ممکن میداند تا واجب. اين جنبهها شامل مقادير ثابتها در فيزيک ذرات بنيادی، ضرايب روابط و قوانين فيزيکی و شرايط اوليه در مدل نسبيتی جهان میباشد. اين تصاوير میتوانند با متغيرهای فيزيکی مرتبط شوند. مطالعات در اين زمينه مشخص ساخته که وجود حيات بطور حساسی وابسته به اين پارامترهای فيزيکی است. اگر جهان برای اين پارامترها مقاديری داشته باشد (يا طوری بتوان آنها را تصور کرد) که اندکی از مقادير موجود در جهان ما متفاوت باشد آنگاه آن جهان از داشتن حيات محروم خواهد شد.
اصل انسانشناختی کيهانشناسی ضعيف، اين فرضيه را مطرح میکرد که مجموعهای از کيهانها با مقادير مختلف پارامترهای فيزيکی میتوانند وجود داشته باشند. اين اصل پيشنهاد میکند که برخی از اين جهانها دارای ترکيبی از مقادير پارامترهای فيزيکی هستند که امکان وجود حيات موجودات هوشمند را مهيا میکند.
در مقابل اين اصل، لی اسمولينِ فيزيک - رياضيدان فرضيهای را با عنوان انتخاب طبيعی کيهانشناسانه مطرح میکند. او ادعا میکند که معرفی نسبت نظريه انتخاب طبيعی و کيهانشناسی میتواند هستی کيهان ما را که در آن زندگی برقرار است تبيين کند. اسمولين مدعی است که جهانهای مورد نظر دو نوع کلی است در مقابل جهانهايی که در اصل انسانشناختی ضعيف مطرح است و اسمولين آنها را جهانهای خاص و جزئی میداند.
2- فرضيه انتخاب طبيعی(1)
نظريه انتخاب طبيعی بوسيله مجموعهای از شرايط که معادل با اصول موضوعه در سيستمهای رياضياتی هستند تبيين و تعريف میشود. اگر مجموعهای از موجودات بوسيله انتخاب طبيعی توجيه شوند، قطعاً اين موجودات شرايط انتخاب طبيعی را برآورده ساختهاند. صرفنظر از اينکه اين موجودات چه هستند، زيستشناسی تکاملی که بوسيله داروين مطرح شد تنها يک حالت خاص از انتخاب طبيعی است.
جان بارو(2) ادعا میکند که در انتخاب طبيعی داروينی سه شرط و عامل مطرح هستند:
1. وجود تغييرات در ميان اعضای يک مجموعه (در ساختار، رفتار يا کارکرد)
2. علاقهمندی به بقا يا توليد مثل در ميان موجودات
3. توارث؛ تغييرات در صفات يک گونه يا خانواده که در تنازع برای بقا نقش داشتهاند به افراد آن گونه به ارث میرسد.
بايد به خاطر داشت که ذيل اين شرايط ديگر تکامل يک انتخاب نيست. اما گوردن مک کيب(3) تنها به اين سه شرط رضايت نمیدهد و شرايط بيشتری را بعنوان شرايط لازم و کافی برای تحقق انتخاب طبيعی مطرح مینمايد:
1. موجودات صفاتی را دارا هستند که از يک عضو به عضو ديگر يک مجموعه تغيير میکند.
2. تمام موجودات يک مجموعه عمر محدودی دارند.
3. موجودات زنده به مرور زمان به وجود میآيند.
4. موجودات جديد از موجودات موجود در هر مجموعه بوجود میآيند. به عبارتی ديگر هر موجود جديد لااقل در ذيل يک خانواده در مجموعه خود قرار میگيرد.
5. مقادير پارامترهای ويژه لااقل در توليدمثل به ارث میرسند.
6. در توليدمثل ما شاهد برخی جهشها هستيم. اين حالت که مقادير پارامترهای خاص معمولاً از خانوادهها به فرزند، به طور کامل، منتقل نمیشود.
7. متوسط زمان زنده ماندن موجودات از نوع x ، تابع x میباشد.
البته برخی هماهنگی با محيط را نيز به عنوان پارامتری برای تحقق انتخاب طبيعی در نظر میگيرند. درحالی که در واقع هماهنگی با محيط جزئی ضروری از نظريه انتخاب طبيعی نيست. در زيستشناسی تکاملی، محيطی که گونهها در آن هستند مشخص میکند که کداميک از مشخصههای گونهها نرخ زايش(4)و طول زندگی(5)را افزايش میدهد.
3) فرضيه کيهانشناسی تکاملی اسمولين
لی اسمولين(6) در کتاب خود با عنوان «زندگی در کيهان» فرضيه کيهانشناسی تکاملی را بر مبنای نظريه انتخاب طبيعی مطرح میکند. در فرضيه اسمولين مجموعهای از جهانها وجود دارد که مقادير پارامترهای فيزيکی مثل سرعت نور، جرم و... مشخصههای تغييرپذير اين جهانها هستند. مقادير پارامترهای فيزيکی در هر يک از اين جهانها ثابت نگه داشته شده است. اما میتواند از يک جهان ممکن به جهان ديگر تغيير نمايد.
اين تبيين ناظر به شرط 1 از فصل دوم، از شرايط تحقق انتخاب طبيعی، میباشد.
در نظريه اسمولين انواعی اصلی از جهان وجود دارند که در توليدمثل فعالاند و نقش دارند. او معتقد است که در اين جهانها آنجا که سياهچاله(7) ها شکل میگيرند، جهانهای نوپا(8) (جهانهای کودک) در نزديکی افق آن سياهچاله خلق میشوند. اين ادعای اسمولين را میتوان برگرفته از شرايط 4 و 5 دانست که مک کيب مطرح ساخته بود. اسمولين بر اين باور است که توليدمثلی که در جهانهای ممکن اتفاق میافتد همراه ارث بردن صفات است. جهانهای نو همان مقادير پارامترهای فيزيکیای را که خانوادهشان دارا میباشند به ارث میبرند. او همچنين میافزايد که تغييرات تصادفی کوچک میتواند در مقادير پارامترهای فيزيکی اتفاق بيفتد و اين مسئله موجب میشود که توليدمثل به طور کامل اتفاق نيفتد. طول حيات يک جهان، در فرضيه اسمولين، بوسيله مقادير پارامترهای فيزيکی مشخص میشود. تعداد سياهچالههای موجود در يک جهان بوسيله همين پارامترها مشخص میشود.
بنابراين مقادير پارامترهای فيزيکی يک جهان تعداد بچههايي که در آن جهان متولد میشوند را نشان میدهد. از آنجا که مقادير اين پارامترها، اکثراً، بوسيله جهانهای تازه متولد شده به ارث برده میشود نرخ زايش يک نوع جهان با مقادير پارامترهای خودش مشخص میشود. بنا بر نظر اسمولين مقادير آن پارامترهايي که توليد سياهچالهها را افزايش میدهد همانهايي هستند که ادامه حيات آن جهان را ممکن و مجاز میسازند. اسمولين در فرضيه خود از زمان حيات چشمپوشی میکند و فرض مینمايد آن نوع جهانی که بيشترين نرخ زايش را داشته باشد به عنوان جهان مسلط و باقی خواهد ماند.
4. اشکالات و انتقادات فرضيه اسمولين
شکل اصلی ايده اسمولين اين است که مجموعه موجوداتی که شرايط لازم را برای انتخاب طبيعی تأمين میسازد يک مجموعه بسيار خاص، عليرغم ادعای خودش، است. بسياری از مجموعهها يا جمعيتهای متشکل از موجودات هستند که بوسيله انتخاب طبيعی تکامل نمیيابند. اسمولين جواب نمیدهد که چرا مجموعه جهانها بايد از آن نوع خاص باشد. فرضيه اسمولين گونه بسيار خاصی از مجموعه جهان را در بر میگيرد نه يک نوع فراگيری از آنها را. وقتی که ما از زندگی در يک مجموعه جهان خاص که بوسيله انتخاب طبيعی تکامل میيابد و در آن جهان مقادير پارامترهايی که خلق جهانهای نوپا را افزايش میدهد، همان پارامترهايي هستند که حيات را ممکن میسازند صحبت میکنيم، از اين سخن اين نکته که يک جهان ممکن يک «نوع جهان» است بر نمیآيد.
برای خلق جهانهای نوپا سه حالت بيشتر نمیتوان تصور کرد؛ يا لازم است يا ممکن است يا غيرممکن.
يعنی از سه حالت خارج نيست که يک جهان، جهانهايي نو همراه با ارث رسيدن مقادير پارامترهای فيزيکی، هرچند با تغييرات کوچک و جهشهای تصادفی، بيافريند. اگر خلق جهان ضروری و واجب باشد هر مجموعهای از جهانها بايد بوسيله انتخاب طبيعی تکامل يابد. اگر غيرممکن است پس هيچ مجموعه از جهانهای مطرح بوسيله انتخاب طبيعی تکامل نمیيابد و اگر ممکن است آنگاه برخی جهانها هستند که بوسيله انتخاب طبيعی تکامل يافتهاند و برخی ديگر اين گونه نيستند. در سناريوی اسمولين به نظر میرسد که زايش جهانهای نوپا از جهانهای مادر، امری ممکن تلقی شده است. اين در حالی است که اسمولين در کتاب خود، زندگی در کيهان، سعی دارد که نشان دهد مجموعه جهانها ضرورتاً بوسيله انتخاب طبيعی تکامل میيابند.
اسمولين فرض میکند که خلق جهانهای نوپا يا از مرکز سياهچالهها اتفاق افتاده يا در لحظه مهگرنگ(9) که دوباره جهان متلاشی میشود (جهانهای باز) ، اتفاق افتاده است.
اينکه خواه سياهچالهها شکل گرفته باشند يا نه و اينکه خواه جهان دوباره متلاشی شود، بوسيله پارامترهای فيزيکی مشخص و معين میشود. اسمولين میپذيرد جهانی که برای هميشه منبسط میشود (1- = K) بدون آنکه در آن سياهچالهای شکل بگيرد نمیتواند هيچ جهان نوپايي را خلق کند. اين مسئلهايست که اسمولين بايد در برابر آن پاسخ بهتری داشته باشد. چرا که اگر جهانهايي وجود داشته باشند که توليدمثل نکنند، پس در مجموعههايي که اين نوع جهانها تشکيل شدهاند نيز، توليدمثل اتفاق نمیافتد و در نتيجه مجموعهای از جهانها موجود است که بوسيله انتخاب طبيعی تکامل نيافته و در بر نيامده است.
مسئله و انتقاد ديگر به اسمولين درباره وضعيت آنتولوژيک جهانهايي است که بوسيله انتخاب طبيعی تکامل میيابند. اسمولين به طور ضمنی میپذيرد که وضعيت هستیشناسانه يک جهان بايد به وضعيت هستیشناسانه جهان ما نزديک باشد.
اسمولين فرض میکند که در داخل يک مجموعه از جهان انواع ساده مشابهی از اشياء وجود دارند. گرچه او پيشنهاد میکند که مقادير پارامترهای فيزيکی از يک جهان به جهان ديگر تغيير میکند، با اين حال فرض میکند که پارامترهای فيزيکی مشابه در همه جهانها يافت میشوند. هستیشناسی يک جهان قطعاً از هستیشناسی جهان ما که شامل انواع مختلفی از موجودات و صفات است، متفاوت میباشد. اگر در آن جهان چيزی مانند نور (فوتون) نباشد بنابراين چيزی به عنوان سرعت نور، به عنوان يک پارامتر فيزيکی، وجود نخواهد داشت. اگر در آن جهان چيزی به عنوان الکترون وجود ندارد پس مطمئناً چيزی به عنوان بار الکتريکی نيز وجود نخواهد داشت. به نظر اسمولين مقايسه پارامترهای دو جهان متفاوت غيرممکن است. چرا که پارامترها مربوط به انواع مختلفی از اشيا هستند. شايد در اينجا اسمولين تحت تأثير مقوله بخش ناپذيری پاراديمهای کوهن اين مقايسه را غيرممکن میداند در حاليکه طبق نظر خود او جهانهای نوپا مقادير پارامترهای فيزيکی جهان مولد خود را به ارث بردهاند و اين مستقل از وضعيت هستیشناسانه آنهاست.
اسمولين اضافه مینمايد که به تعبيری ديگر چيزی به عنوان پارامتر در جهانهايي با هستیشناسی متفاوت وجود نداشته باشد. يک جهان با يک وضعيت هستیشناسی میتواند جهان ديگری را با وضعيت هستیشناسی متفاوتی بوجود آورد. اين حالت که ديگر مسأله وراثت مقادير پارامترها بیمعنی میشود. در حاليکه وراثت از اجزا و شروط اصلی انتخاب طبيعی است. اگر اينگونه باشد تغييرات آنتولوژيک موجب خواهد شد که مجموعه جهان مطابق انتخاب طبيعی تکامل نيابد. بنا بر آنچه گفته شد شرايطی میتواند پيش آيد که در آنها فرضيه انتخاب طبيعی برای جهانهای متصور اتفاق نيفتد:
1. شايد که مقادير پارامترهای فيزيکی در مجموعهای متغير باشد در حاليکه جهانی توليد نشود.
2. شايد که توليدمثل برای جهان باشد و اتفاق بيفتد اما مقادير پارامترهای فيزيکی در مجموعه متغير نباشد.
3. شايد که مقادير پارامترهای فيزيکی در مجموعه متغير باشد و توليدمثل هم داشته باشيم اما تعداد جهانهای نوپايي که خانواده آنها را خلق کرده و مدت زمان حيات آنها مستقل از مقادير پارامتر باشد.
4. ممکن است که در يک مجموعه هم مقادير پارامترها متغير باشد و هم توليدمثل داشته باشيم و علاوه بر آن تعداد جهانهای نوپا نيز بوسيله پارامترهای فيزيکی خانوادهشان مشخص شود اما توارث در توليدمثل در کار نباشد.
5. اين امکان وجود دارد که همه شرايط گفته شده لازم برای تحقق انتخاب طبيعی روی دهد اما با جهشی در توليدمثل روبرو نشويم. در اين جا نيز انتخاب طبيعی محقق نمیشود.
در تمام اين حالات ممکن، تحقق انتخاب طبيعی مورد ترديد است. پس همان طور که اشاره شد مدل اسمولين اگر واقعيت داشته باشد در شرايط خاص اين امکان وقوع را پيدا کرده و مدلی فراگير و عمومی نيست.
در انتقاد مصداقی فرضيه اسمولين میتوان به مورد نقض زايش و پايائی مجموعه جهان ستارهها اشاره کرد. میدانيم که جرم و ترکيب شيميائی ستارهها در حال تغيير است و اين دو مشخصههايي هستند که عمر و مدت زمان حيات ستارهها را مشخص میکند. ستارهای که جرم کمتر داشته باشد دارای طول حيات بيشتر است. ستارههای جديد نيز در تولدشان از مکانيزم انتخاب طبيعی تبعيت نمیکنند. ستارهها از ابرهای ملکولی غولپيکر که از فضای بين ستارهای(10) هستند شکل میگيرند. در نتيجه جرم (بعنوان يک پارامتر فيزيکی) ستارههای جديد «به ارث رسيده» نيست و علاوه بر آن زمان حيات هر ستارهای نيز محدود است. نرخ زايش ستارهها با اجرام و ترکيبهای شيميايي متفاوت نيز تقريباً يکسان است. بنابراين نرخ حيات مستقل از پارامترهای فيزيکی و تعداد آنهاست. اين در حالی است که ستارههای با جرم کمتر و طول حيات بيشتر به عنوان مجموعههای غالب در کهکشانهها هستند.
مراجع و منابع:
1) L. Smolin, The Life of the cosmos, weidenfeld and Micolson,
2) G. Mc.Cabe, A Critique of Cosmological Maturd Selection, pitt's Journal of Philosophy, March 2004
3) Jesus Mosterin, Anthropic Explanations in Cosmology, Moder Physics Letter, 1998, P 1659-1602
4) هادی صمدی، مروری بر فلسفه زيست¬شناسی، فصلنامه ذهن. زمستان 83 .
پی نوشت:
Natural selection .1
2 . John Barrow
3 . Gordon Mc.Cabe
4 . birthrate
5 . Lifetime
6 . Lee Smolin
7 . black hole
8 . child universe
9 . Big Crunch
10 . Intersteller
| نويسنده: امین - متولیان |
|
منبع: سایت - باشگاه اندیشه
|
سلام و درود فراوان بر بازدید کنندگان محترم .