چه تفاوتي بين وبلاگ‌نويسي براي خواننده‌ها و وبلاگ نوشتن براي لينک گرفتن،‌ پول يا «داغ» شدن در سايت‌هاي لينک‌پراکني اجتماعي وجود دارد؟ معمولا وبلاگ‌نويس‌ها، چهار دليل براي نوشتن دارند: خواننده‌ها، لينک گرفتن، پول و داغ شدن در ديگ.

به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، عليرضا مجيدي در وبلاگ"يك پزشك" به نشاني http://www.1pezeshk.com نوشته است: معمولا وبلاگ‌نويس‌ها، چهار دليل براي نوشتن دارند: خواننده‌ها، لينک گرفتن، پول و داغ شدن در ديگ. مي‌دانم چه فکر مي‌کنيد، دلايل زياد ديگري هم براي اين کار وجود دارد، اما لزوما اينطور نيست!

اگر از من بپرسيد، نوشتن براي خواننده‌ها بهترين شيوه وبلاگ‌نويسي است. وقتي براي خوانندگان مي‌نويسيد انگيزه و و قصد شما اشتراک مطالب با آن‌هاست. شما به قصد جلب خواننده و ترافيک زياد از ديگ يا پول نمي‌نويسيد. وقتي براي خوانندگان مي‌نويسيد، مطالبي را که براي آن‌ها مفيد خواهد بود، با آن‌ها به اشتراک مي‌گذاريد.

نوشتن براي خوانندگان به معني انتشار نظرات و ديدگاه‌هاي شخصي شما هم است. غالبا وقتي شما براي خوانندگان مي نويسيد به لينک‌ها و پول و يا ديگ فکر نمي‌کنيد، شما فقط به خوانندگان فکر مي‌کنيد، با اين وجود اگر کسي پست شما را مفيد تشخيص دهد و پست شما محبوب شود، چيز خوبي است ولي اين هدف و قصد اوليه شما نيست. هدف اصلي شما، انتشار يادداشت‌هاي شخصي‌تان است.

وقتي براي لينک گرفتن مي‌نويسيد، اميدواريد که کساني نوشته‌هاي شما را جالب تشخيص دهند، به آن‌ها لينک بدهند و به اين ترتيب آن‌ها را با بقيه به اشتراک بگذارند. البته اگر به نوشته‌هاي شما لينک داده نشود، ناراحت نمي‌شويد، چون به هر حال خواننده‌هاي اوليه شما آن‌ها را مي‌خوانند.

در اين شيوه وبلاگ‌نويسي شما با علم به اينکه خواننده‌هاي غيرثابت وبلاگتان، از نوشته‌هاي شما استفاده خواهند برد، انتظار لينک داريد، چيزي که خواننده‌هاي بيشتر و مشترکان وبلاگي بيشتري براي شما به ارمغان خواهد آورد.

جلب ترافيک از سايت‌هاي لينک‌پراکني اجتماعي social bookmarking به خودي خود چيز بدي نيست. اما بايد توجه داشت خوانندگاني که از سايت‌هاي لينک‌پراکني اجتماعي به وبلاگ شما هدايت مي‌شوند بر خلاف خوانندگان ثابت شما، طبق وسيعي را دربرمي‌گيرند.

خوانندگان ثابت وبلاگ شما که يا مشترک فيد وبلاگتان هستند و يا مرتب با مرورگرشان از وبلاگ شما بازديد مي‌کنند، بنابراين اين خوانندگان ثابت، کساني هستند که غالبا ايده‌ها و سلايق مشترکي و مشابهي با شما دارند.

اما يک مرورگر سايت‌هاي لينک‌پراکني اجتماعي غالبا (نه الزاما)، شتاب زيادي براي ديدن لينک‌هاي جالب‌تر و جذاب‌تر دارد، تيترهاي جذاب به راحتي توجهش را جلب مي‌کند، تأمل و درنگ خوانندگان ثابت شما را ندارد و به خصوص اگر پستي نوشتاري نسبتا بلندي نوشته باشيد، به عادت کاربران اينترنت عجول، کمي از ابتداي پست مي‌خواند، نگاهي به عکس‌ها مي‌اندازد و احيانا کلمات بولد شده را مي‌پايد.

حتي کامنت‌هايي که به وسيله اين خوانندگان گذاشته مي‌شود، «گاه» آنقدر بي‌ربط هستند و يا با ادبيات و نوع نگرش شما و خوانندگان هميشگي‌تان تفاوت دارند، که اسباب دلسردي شما را از وقتي که بابت نوشتن گذاشته‌ايد، فراهم مي‌سازند.

اما در عين حال نمي‌توان انکار کرد که اين سايت‌ها به خصوص در ايران که رفتن به صفحه اول آن‌ها کار چندان دشواري نيست، مي‌توانند باعث کشف شدن اوليه يک وبلاگ‌نويس خوب کمک کنند و گاه باعث افزوده شدن خوانندگان خوبي به وبلاگتان مي‌شوند.

بدبختانه و شايد بهتر باشد بنويسم خوشبختانه، وبلاگ‌نويسان ايراني از محل وبلاگ درآمدي ندارند. اگر نوشتن براي پول در ايران مفهومي داشت، شاهد ظهور چه وبلاگ‌ها و چه پست‌هايي که نبوديم!

حالا فرض کنيد چنين چيزي ممکن بود و شما صاحب يک وبلاگ خوب بوديد و در عين حال جنبه‌هاي اقتصادي را هم در نظر داشتيد، فکر مي‌کرديد بعضي خوانندگان با درآمد شما از محل وبلاگ به سادگي کنار مي‌آمدند؟!

شايد براي شما به عنوان يک خواننده صرف وبلاگ‌ها و يا يک وبلاگ‌نويس تازه‌کار عجيب باشد، ولي بايد بنويسم براي وبلاگ‌نويس‌هاي کهنه‌کار که قبلا موفقيت‌هايي در وبلاگ‌نويسي به دست آورده‌اند، اعداد بازديد چندان مهم نيستند، چه تفاوتي بين ‌١٠٠٠ بازديد و ‌٥٠٠٠ بازديد وجود دارد؟!

غرضم اين نيست که اين وبلاگ‌نويس‌ها از داشتن خواننده زياد، خشنود نمي‌شوند، ولي چيزي که براي آن‌ها مهم‌تر است، انتقال ايده‌ها و نظرات و چيزهاي جالبي است که در وب و يا در دور و بر خود مي‌بينند و همچنين تعامل و بازخورد سازنده‌اي که با خوانندگان برقرار مي‌کنند. اين‌ها به مراتب مهم‌تر از اعداد مرور صفحات وبلاگشان است.

در واقع وبلاگ‌نويس‌ها هم مثل ساير انتشاردهندگان محتوي هستند و به مرور اهداف و اغراض مشابهي با آن‌ها پيدا مي‌کنند. هيچ نويسنده‌اي از پرفروش شدن کتاب‌هايش، ناخشنود نمي‌شود و از شهرت اجتماعي هم همينطور، اما نگاهي به مصاحبه‌ها و حرف‌هاي آن‌ها بيندازيد: اورهان پاموک مي‌گويد که براي خواننده‌هاي ادبي مي‌نويسد، آن هم نه خوانندگاني محدود به ترکيه و يا يک منطقه جغرافيايي بلکه براي خوانندگان ادبي همه جهان و اگر جز اين بود اين همه رنج و تهديد را تحمل نمي‌کرد.

دوريس لسينگ در سن کهنسالي برنده جايزه نوبل ادبي شد و وقتي خبر برنده شدنش را به او دادند، ديدن قيافه بي‌تفاوت و سردش براي هر کسي جالب بود، او سال‌ها قبل به هدفي که قبلا داشت، رسيده بود: اشتراک ايده‌ها و علايق و تخيلاتش با ديگران.

 

منبع : ایسنا