تاریخ موسیقی جهان
توجه : ۱ - این مطالب از وبلاگ musichistory گرفته شده اند . ۲ - مطالب کامل نمی باشند و تاریخ و تحولات موسیقی جهان را تا قبل از میلاد مسیح شامل می شوند . ۳ - در صورتی که در وبلاگ مرجع ادامه مطالب چاپ شد در پستی جدید آنها را به اطلاع خواهم رساند .
از آنجا که موسیقی و سایر هنرها از نخستین جلوه های حیات اجتماعی انسان به شمار می روند برای دستیابی به منشا و ریشه پیدایش آنها در ابتدای امر باید زندگی و حیات اولیه آدمی را از نظر تاریخ مورد بررسی قرار داد سپس به بررسی و تحلیل اوضاع و شرائط اجتماعی وی پرداخت . بنابراین در ابتدا به شرح موسیقی و نحوه شکلگیری آن در طی دورانهای مختلف زندگی انسان خواهم پرداخت . به مرور زمان که به عصر حاضر نزدیک تر می شویم از اصطلاحات موسیقی و قوانین ابداع و کشف شده موسیقی توسط انسان هم صحبت به عمل خواهد آمد .
دوره های انسان پیش از تاریخ :
1- دوره پارینه سنگ
2- دوره میانه سنگی
3- دوره نو سنگی
الف- پارینه سنگی 3000 تا 12000 سال ق.م
انسان این دوره پیوسته در تلاش تهیه غذا و پناهگاه بود . به شکل گروهی زیست می کرد به همین خاطر از ابتدای پیدایش و در مراحل رشد و تکامل خود موجودی اجتماعی بود. این امر او را مجبور کرد تا در برخورد با طبیعت بین خود و دیگران تفاهم بوجود بیاورد و با ایجاد حرکات منظم و هماهنگ ارتباط برقرار سازد و برای این منظور ضمن استفاده از دست و صورت ( برای ایما و اشاره ) از حنجره نیز کمک گرفت و با ایجاد صدا دریافتها و تاثرات خود را بروز داد . بعد از قرنها بر اساس نیازهای مادی و معنوی این صداها معنی خاصی یافتند و زبان را بوجود آوردند .انسان این دوره نه اندیشمند بود و نه احساس زیباشناسانه ای داشت و ریتم را جهت رفع نیازهای زندگی بکار گرفت (شکار – دویودن – راه رفتن تنفس و...). در این دوره در واقع نیاز انسان و تلاش او در جهت مهار کردن طبیعت بود که موسیقی را بوجود آورد نه لذت او از طبیعت . او چنان در تکاپوی رفع نیازهای غریزی خود بوده که فرصت لذت بردن از این زیبایی ها (هنر) را نداشته است . او اگر از موسیقی به مثابه ریتمهای هماهنگ در فعالیتهای گوناگون زندگی استفاده می کرد نه بخاطر لذت بردن از موسیقی بلکه در نهایت سود جویی یا ایجاد تفاهم متقابل از آن بوده است . دست کم می توان چنین پنداشت که احساس زیباشناسی بشر در زمانهای فراتر از این به او دست داده است .
ب - دوره میانه سنگی 12000 تا 7000 سال ق.م
در این دوران انسان به مهارت بیشتری در کار دست می یابد و به ابزار تولید شکل تکامل یافته تری می دهد . مهمترین اختراع بشر در این دوره تیر و کمان بود. که این به شکار از فاصله ای دور منجر می شد و کارش را ساده تر می کرد و دیگر مجبور نبود که مدتها وقتش را صرف شکار کند بلکه با مقدار کافی از ماحصل فعالیتهای خود می توانست زمانی را به استراحت بگذراند ونیز تا حدی موفق شد که در محلی غارمانند مسکن ثابتی برای خود برگزیند.کشفیات ساده شکار موجب راحتی و فراغت و اقتصاد برنامه ریزی شده گردید . در نتیجه مدت زمان استراحت با افکار آسوده تر به زیباییهای پیرامون خویش توجه کرد . چنانچه بدنش را خالکوبی می کرد – به آرایش محل سکنای خود می پرداخت و... چکیده مطلب این است که : گرایش انسان را در استفاده از موسیقی نمی توان از رهگذر حس زیباشناسانه او دانست زیرا در انسان آغازین نمی توانست چنین حسی وجود داشته باشد بلکه این احساس نتیجه بخشی از کار مادی و رفع نیازمندیهای او بوده است . در این دوره انسان به کاربرد موسیقی و سایر هنرها در جهت پیروزی بر دشواریها و مشکلات پی برد . ناگزیر به آن متکی گردید و رفته رفته آنرا زیبا یافت . به این ترتیب کار توانست در انسان احساس درک زیبایی شناسانه را به وجود بیاورد و هنر را متجلی سازد .
ج - دوره نو سنگی 7000 تا 4500 ق.م
دوره کشف کشاورزی
کشف کشاورزی و احساس نیاز به باد و باران سبب شد که اعتقاداتی در انسانها بوجود بیاید منجمله اعتقاد داشتن به قدرتهای جادویی و در نتیجه تولید صداهایی همراه با حرکات ریتمیک برای جلب توجه طبیعت جهت تولید رعد و برق - باران و باد .باور داشت که نمایش یک شی با کلمات ( آوازه خوانی ) موجب حصول آن می شود . هسته اصلی آوازهای دسته جمعی در این دوران پایه گذاری شد و موسیقی در خدمت دین قرار گرفت . همچنین از آواز و رقص در کشاورزی هم سود می جست و معتقد بود که گیاهان از آن تاثیر می گیرند و با موسیقی با طبیعت ارتباط برقرار می کرد. از این " زبان ارتباطی " بعدها آوازهای کلیسایی شکل گرفت .
موسیقی سازی در دوره پارینه سنگی در خدمت ترساندن حیوانات درنده – در دوره میانه سنگی در جهت رام کردن حیوانات و در دوره نوسنگی برای خشنود ساختن خدایان و دفع ارواح خبیثه مورد استفاده قرار گرفت .
پیدایش طبقات و تمدن در شرق
در دانش باستانشناسی وقتی صحبت از " شرق " می شود منظور سرزمینهایی است که از مصر تا چین گسترده اند . در این پهنه 5 دره پر آب وجد دارد که شرائط طبیعی آنها – علل اجتماعی اولیه انسانی و ازدیاد جمعیت و فعالیت آنان را نسبت به مناطق دیگر جهان فراهم آورده است . این 5 دره حاصل خیز از غرب به شرق به ترتیب عبارتند از :
1 – دره نیل در آفریقای شمالی (مصر)
2 – دجله و فرات در مرز بوتامی (بین النهرین)
3 – دره سند در هندوستان
4 – دره گنگ در هندوستان
5 – دره هوانگ هو در چین
در پایان دوره نو سنگی در برخی از نقاط جهان – شهر نشینی شکل گرفت و جوامع طبقاتی دولتمدار – در این یا آن گوشه تشکیل شد .
از نظر تاریخی می توان آغاز پیدایش دولت را در کشورهای سومر – بابل – آشور و کلده (دجله و فرات) – مصر (دره نیل) – دره سند و گنگ (در هندوستان) و دره هوانگ هو – دانست و نیز باید گفت که مراکز مزبور پس از تشکیل دولت و بوجود آممدن طبقات – در همان محدوده نمانده – بلکه دایره نفوذ خود را به اطراف گسترش دادند . چنانکه تمدن مصر به سوی جنوب به سرزمینی که آنرا جسته می نامیدند و به شرق یعنی عربستان و فلسطین روی آورد و با تمدن سومر در لبنان و فلسطین امروزی برخورد کرد . که این امر سبب گردید تا تمدن سومر با تمدن مصر در آمیزد و تا ماورای قفقاز و ایران گسترش یابد .
در هزاره دوم پیش از میلاد مسیح با نگاهی به این سوی کره خاکی سه منطقه عظیم جغرافیایی دیده می شود که دارای تشکیلات دولتی هستند :
1 – منطقه آفریقایی : در شمال و شرق آن قاره
2 – منطقه اروپایی : جنوب اروپا در منطقه بالکان (یونان و روم)
3 – منطقه آسیایی : هندوستان وچین
هر یک از آنها در پایان هزاره دوم پیش از میلاد از هر سو قلمرو خود را گسترش می دادند . نکته جالب توجه این است که مراکز مذکور بر اثر پیشروی های خود در هرجا که به قلمرو دیگری می رسید از نظر سیاسی و نظرمی با آن درگیر می شد اما از نظر فرهنگی با آن در می آمیخت . در هر حال جوامع شرق تمدنهایی بسیار دیر پا و کهن را ایجاد کردند . تمدن بین النهرین – مصر و سرزمین هی بین فلسطین و سوریه – نفوذ زیادی بر دولتهای کهن اروپا و ایجاد شهریت و آنان داشته اند . اقوام و قبائل مناطق اروپایی بسیاری از ارکان فرهنگی خود را از بین النهرین – مصر – فلسطین – سوریه و هند گرفته اند . تمدن های بعدی اروپا هم از این تاثیر خارج نبودند و بر همان ریشه پا گرفته و به ترقی و تعالی رسیده اند . نخستین نشانه های مشخص رشد و توسعه موسیقی را در محدوده بین النهرین – و در نزد اقوام سومری – آشوری – بابلی و کلدانی یافته اند . بعد از آن نوبت مصر – هند و چین می رسد – سپس باید از سرزمین فلسطین و یهودیان نام برد . در مغرب زمین یونان پیشگام بوده است . چنانکه قدمت موسیقی آن به 800 سال قبل از میلاد می رسد . و در روم (ایتالیا) هم 300 سال قبل از میلاد مسیح – موسیقی رواج داشته است . اینک نگاهی می کنیم گذرا به هریک از این مناطق :
بین النهرین ( مزوپوتامی )
در این بخش از جهان نیز مانند کرانه های دره نیل – انسانهایی از آغاز دوره کهن سنگی می زیسته اند که در اواخر دوران نوسنگی ( 5000 سال پیش از میلاد ) جوامعی را تشکیل داده اند . جامعه هایی که هریک از آنها و همزمان با جوامع دیگر – دولتی مقتدر بوجود می آورد - زیرا اراده پادشاهی که غالبا خود را خدا و یا نماینده نزدیک به یکی از خدایان می نامید بر جامعه حاکم بود . مذهب در این مناطق تقریبا همیشه " چند خدایی " بود و در هر جامعه – طبقات مختلف مردم نه چندان با اختلاف شدید طبقاتی که در مصر وجود داشت می زیسته اند . مهمترین این جوامع عبارت بودند از : سومر – بابل – آشور و کلده .
سومر ( قرن چهارم و سوم پیش از میلاد مسیح )
سومریها مردمان متمدنی بودند که پیش از هزاره سوم قبل از میلاد شهرهای مهمی را در اطراف رودهای دجله ( tigris ) و فرات ( Euphrat ) به وجود آوردند . این مردم به زندگی در این جهان بیش از زندگی پس از مرگ ارج می نهادند و از همین رو است که هنرشان برخلاف مصریان هنر چگونه زیستن بوده است . در سومر نیز مانند مصر پادشاهان نماینده خدایان بودند و کاهنان به امور مالی و دفتر و حساب آنها رسیدگی می کردند . مذهب سومر بر پایه چند خدایی نهاده شده است : آنو ( Ano ) خدای آسمان – انلیل ( Enlil ) آفریننده و فرمانروای زمین – اآ ( Ea ) خدای آبها و دریاها و خدای خیر و شفا – نانار ( Nannar ) آفریدگار و مالک و سلطان شهر اور – سین ( Sin ) خدای ماه – شاماش یا شمش ( Shamash ) خدای خورشید – ایشتار ( Ishtar ) خدای عشق و باروری – و برای خام و رام کردن هریک از این خدایان از مراسم خاصی که همراه با ساز و آوای انسانی بود استفاده می شد .
موسیقی سومریان
موسیقی در میان سومریها بسیار رواج داشت . بازتاب اعتقادات مذهبی در همه هنرها بخصصوص موسیق به چشم می خورد . موسیقی طی مراسم خاص به خاطر پرستش خدایان به اجرا در می آمد که با کلام و سرایش ( اساس مراسم مذهبی آنها را تشکیل می داد ) همراه بود. محل این اجراها غالبا در " زیگورات " معبدی ( که پنداشته می شد خدایان در آنجا ساکنند ) واقع در شهر" اور " بود . از آثاری که به دست آمده است ( در آرامگاه یکی از پادشاهان اور ) صحنه هایی از رقص و نوازندگی چنگ به چشم می خورد که متعلق به 2100 سال پیش از میلاد می باشد . همچنین از خرابه های اور ساز بادی از جنس چوب و فلز متعلق به 180 ق.م و دوستون یافت شد که آهنگ موسیقی بر آن حک شده است . نقش و نگاره های بدس آمده نشان می دهد که در مراسم قربانی - آواز خوانان با لباس های مخصوص دست افشان به سرایش می پرداختند و قطعات موسیقی را با چنگ اجرا می کردند.
موسیقی سومریان در قرن چهارم پیش از میلاد که در مراسم ستایش و فرشتگان محافظ آنها خدایان اجرا می شد بشکل شکوائیه و مرثیه و متشکل از شعر ( تک نوایی ) همراه با سرود مذهبی که مزبور خوانده می شده – بوده است . سومریها برای خدایان خود سرودهایی داشتند و مراسم مذهبی آنها از هماهنگی خاصی برخوردار بوده و به شکل ندبه و زاری اجرا می گردیده است . همچنین آثار بدست آمده نشان می دهد که بر ویرانی یکی از شهرهای خود به نام " نیپور " (قطعه ای شش آهنگ) همراه با آواز " نوحه بر ویرانی شهر نیپور " ساختند که با چنگ – نی و طبل اجرا می شد و آنرا به 240 پیش از میلاد نسبت داده اند .
سومریان معتقد بودند اشعار و موسیقی شان دارای تاثیرات جادوئی است و از آن به منظور بر آورده کردن نیازهایشان و در جهت رضایت خدایان استفاده می کردند. بعدها روش سوال و جواب ( دو به دو خوانی ) جایگزین تک نوایی شد . به شکلی که تکنوا توسط کاهن خوانده می شد و گروه همسرا به آن پاسخ می داد . سومریان در مراسم جشن و سرور نیز از موسیقی استفاده می کردند بطوریکه روی یکی از کتیبه هایی که همراه مجسمه یکی از پادشاهان سومر یافت شده نوشته شده که چون معبد را افتتاح کردند هفت روز و هفت شب جشن گرفتند .
قطعات آوازی سومریان – ارسما ( سرود ) خوانده می شد . نغمه خوانی و نوازندگی توسط افراد بخصوصی به نام گالا ها ( Gala ) صورت می گرفت . دو نوع موسیقی دیگر نیز وجود داشت به نام های ( zammeru ) و نارو ( Naru ) که هر دو هم می خواندند و هم می نواختند .
سازهای سومریان
1- سم ( sem ) نای زبانه داری بوده است که برای همراهی قطعات آوازی به کار می رفته است
2- فلوت که به آن تیگ یا تیگی ( tig , tigi ) گفته می شد .
3- طبل میان باریک یا بلغ ( balag ) که آنرا به خدای " اآ " ( Ea ) نسبت می دادند .
4- طبل پایه دار – لی لیس ( Lilis ) .
5- دایره دستی – آداپا ( Adapa ) .
سازهای قرن سوم پیش از میلاد
1- لیر یا آلگار ( algar )
2- چنگ زاگزال که کاسه صدایی آن در بخش پایینی ساز قرار دارد .
3- چنگ زاگال ( Zaggal ) که کاسه آن در بخش یالائی ساز قرار دارد .
سومریها به موجب منابع مصری حدود قرن نوزدهم پیش از میلاد با کشور مصر آشنا شدند . و نیز با دریانوردان ارتباط یافتند و از این طریق – آلات موسیقی و سنتها و آداب موسیقایی شان از دریای ازه گذشت و به روم رسید . بدین ترتیب دنیای کهن از هنر سومریان برخوردار گشت و هر ملت بنا بر نیاز خود از آن بهره گرفت و آن را رواج داد . مثلا برخی ملل از موسیقی سومری در مراسم مذهبی و بعضی دیگر در جشنها و مراسم درباری استفاده کردند . ازجمله مراسمی که رواج یافت مربوط به میترا ( مهر ) خدای خورشید نزد ایرانیان باستان بود که از ایران به خاور نزدیک و از آنجا همراه با موسیقی سومری به غرب انتقال یافت . هنر پیکره سازی در نخستین نمونه های خود در مزوپوتامی از سوی سومریان ابداع و بعد ها توسط جوامع بابل و اکد – مورد تقلید قرار گرفت .
بابل ( قرن نوزدهم تا سیزدهم پیش از میلاد )
بابل در قسمت جنوبی بهرالنهرین و در حاشیه رود فرات به وجود آمد . آثار باقیمانده از آن دوره نشان می دهد که قدمت موسیقی در آن به بیش از سه هزار سال می رسد . در کاوشهای باستانشناسی از سال 1600 ق.م عودهایی یافت گردیده که متشکل از 2 تا 3 سیم بوده اند .
موسیقی نزد بابلیان از اهمیت فراوانی برخوردار بوده به طوریکه در نقوش بجای مانده – آنان را در حال نواختن چنگ – نی و سازی شبیه قانون نشان می دهد . سازهای بابلیها تکامل یافته بود و در موسیقی آنها تاثیر تمدن سومریان مشاهده می گشت . انها معابد بزرگی داشتند که مراسم موسیقی و مذهبی را با تشریفات خاصی در آنجا اجرا می کردند – که زیگورات ( محل زندگی خدایان ) نامیده می شدند . نواخوانی مذهبی آنان تحول یافته بود و اجرای موسیقی مذهبی شان از ظرافت و هماهنگی خاصی برخوردار بود . سرودهای مذهبی آنها به بیست و هفت نوع می رسیده و هر آوازی به شکلی خاص کوک می شده است .
این بابلیان بودند که برای اولین بار از خوانندگان زن استفاده کردند . و خواندن دسته جمعی هنگام راه رفتن را به آنها نسبت می دهند . در معابد رسمی بابل و سایر شهرها انجمنهای روحانی بسیاری وجود داشت که بر حسب مقام و وظایفشان به رده هایی چند تقسیم می شدند . راهبه هایی با درجات متفاوت نیز وجود داشتند که در مبعد سیپار می زیستند . به فرمان یکی از پادشاهان اکد – در این مبعد – ساختمانی مسکونی و بزرگ با باغی وسیع و واحد اقتصادی مخصوص – ساخته شده بود . و هنگام اجرا مراسم دینی – عده زیادی از خوانندگان – نوازندگان و خدمتکاران با تمام توان خود برای هرچه بهتر برگزارکردن مراسم می کوشیدند .
آشور ( قرن سیزدهم تا هفتم پیش از میلاد )
آشوریان اقوامی بودند – که در شمال بین النهرین حکومت می کردند . آنها قرنها زیر سلطه دولتهای مختلف بودند . ولی در قرن نهم پیش از میلاد بود که به قدرت رسیدند و حدود سه قرن در سراسر بین النهرین سوریه و فلسطین حکومت کردند .
اطلاعات تاریخی و هنری دولت آشور را از آثار باقی مانده ای که از شهر نینوا ( پایتخت ) به دست آمده از کنده کاریها و نقوشی که برجامانده است می توان سازهای موجود آن زمان را تشخیص داد . در این نقشها بعضی ها نی – سنج و دف می زدند . و برخی چنگ و گروهی دیگر سازی به نام " نزهه " را که شباهت زیادی به " قانون " دارد . و نیز بیانگر این حقیقت است که موسیقی در آنجا – مانند بابل و سومر – بیش از سه هزار سال قبل از میلاد مسیح وجود داشته است و آن را نه تنها در مراسم مذهبی و درباری بلکه در زندگی روزمره مردم و در کار و ... به کار می گرفته اند .
در این دوره دو نوع موسیقی وجود داشت : موسیقی مذهبی و غیر مذهبی
1- موسیق مذهبی : مخصوص مراسم مذهبی بود و در معابد برگزار می شد . مجریان آنها کاهنان و گردانندگان معابد بودند و فقط آنه از رموز و چگونگی ایجاد ارتباط موسیقی با پرستندگی اطلاع داشتند و بر دانش و علم موسیقی مسلط بودند . سوابق این نوع موسیقی توسط آنه حفظ گردیده است .
2- موسیقی غیر مذهبی : در این زمان این نوع موسیقی – خود را آشکار و مطرح می سازد . موسیقیدانان به دربار راه می یابند و در جشنها و مراسم گوناگون به هنرنمایی می پردازند . آنه این کار را نه تنها برای درباریان بلکه برای عامه مردم خود – نیز می کردند اینگونه بود که موسیقی با زندگی مردم در هم آمیخت .
کلده ( قرن هفتم تا ششم پیش از میلاد )
در کلده موسیقی از مقام شامخی برخوردار بود . بطوریکه در دوره سلطه آنها وجود داشته است . چنانکه پزشکان آنها – قبل از درمان به سراییدن آهنگهای مقدس می پرداختند . و همینطور در دربار از اهمیت به سزایی برخوردار بود . نوازندگان از سازی شبیه به لیر که متشکل از پنج وتر بود استفاده می کردند و با آن به تکنوازی یا همنوازی می پرداختند . ولی اهمیت تکنوازان بیشتر از نوازندگی گروهی بود در زمان کلدانیان برای ستارگان - اشعار مذهبی داشتند . آنه علم نجوم و ستاره شناسی رونق یافت و از آنجایی که تئوری موسیقی در این ارتباط و از این طریق رشد فراوانی یافت . چنانکه آنها به تولید نوعی موسیقی پرداختند که پایه موسیقی و خیالپردازی اندیشمندان پیوند برقرار گردید و بر اساس فصول چهرگانه سال – اولین تقسیم بندی ابتدایی در طول یک سیم را – در چهار فصله به وجود آورد . از بین آنها عدد چهار و هفت ( نتهای گام ) ( و اعداد مقدس ) از جلوه خاصی برخوردار بود . کلدانیان از موسیقی زهی – بادی و ضربی بهرمند بودند . از گورستان آنها که متعلق به 2700 سال پیش از میلاد است نوعی نی مضاعف ( دو دهنه یا دو لوله ) نقره ای بدست آمده – که متشکل از چهار سوراخ است و متعلق به 2000 ق.م می باشد . آثاررمکشوفه در حفاریها و کاوشهای باستان شناسی نشان داده است که است در بین آنها سازهای نی – فلوت – شیپور – طبل های بسیار بزرگ و عود های سه سیم وجود داشته است .
مصر باستان
همانطور که گفته شد اولین تمدنها در مصب رودخانه و کناره آنها بوجود آمده اند . مصر باستان نیز یکی از همین تمدنهاست . تاریخ نویسان و نخستین بار هرودوت ( Herodote 484 – 406 ق.م ) مورخ یونانی این سرزمین را هدیه نیل نامید .از نظر سیاسی سرزمین نیل در هزاره نخستین تشکیل جامعه دولتمدار خود ( حدود 5000 سال ق.م ) به دو قسمت مصر علیا ( در جنوب سرزمین فعلی ) و مصر سفلی ( در دهانه مصب رود نیل ) تقسیم گردید و در سالهای 2900 ق.م با سلطه مصر علیا بر مصر سفلی دولتی واحد در آنخطه تشکیل گردید . در این سرزمین – کاهنان و در راس آنان فراعنه در مرکز قدرت قرار داشتند و نظامی برده دار را اداره می کردند . به نظر می رسد در اوایل هزاره چهارم قبل از میلاد ورود و نفوذ بیگانگان به مصر ( به خصوص بین النهرین ) باز شد و تا 2700 سال ق.ب از میلاد نیز اذامه داشت . از این رو ارتباط فرهنگی و موسیقایی با بیگانگان باعث رشد فرهنگ و موسیقی این کشور گردید . شباهت سازها در این دوره به خوبی موید این نظر است .
در مصر اولین وظیفه هنر نشان دادن رب النوع ها و تکیه بر خدایان بود . هنر رسمی و درباری مصر راباید " هنر مردگان " دانست ( همانگونه که مذهب مردم مذهب مردگان بود ) . و این هنری بود که بر مردم تحمیل شده بود . وظیفه این هنر تحمیلی در واقع تزیین مذهب و تجلیل از خدایان و بویزه فرعون زمان بود . در کاخهای فراعنه و نیز در اتاقهای داخل اهرام تصاویری نقش بسته است که در میان آنها نوازندگان سازهای مختلف ومهمتر از همه چنگ به چشم می خورد و چند صحنه از رقص مصریاتن نقاشی شده و مجسمه یک رقاصه متعلق به 5000 ق.م کشف گردیده است .در مصر باستانبین موسیقی درباری و سنتهای معابد رابطه نزدیکی بود . بودن فراعنه و کاهنان ذر راس قدرت این امر را بوجود آورده بود . موسیقی دربار توسط مردان انجام می گرفت . این افراد هم نوازندگی می کردند هم می خواندند و هم می رقصیدند و از امتیازات خاصی نیز برخوردار بودند . موسیقی معابد که توسط کاهنان برگزار می گردید شامل اشعاری بود که در نیایش الهه ها سروده می شد . از این نظر صدای انسان نقش بسزایی داشت و صدای آنها را همراهی می کرد . مصریان از اجرای این نوع موسیقی اهدافی آسمانی را دنبال می کردند .
لشکر کشی و تصرف کشورهای دیگر موجب ارتباط و تماس دو فرهنگ بیگانه می شد که در این مورد می توان از بینالنهرین نام برد . از آنجا که بین النهرین از نظر موسیقی به مرحله رشد و تکامل خود رسیده بود شدیدا بر موسیق مصر تاثیر گذاشت . به طوریکه رقص و موسیقی جدیدی توسط دختران رقصنده و خواننده ای که به دربار فراعنه هدیه شده بودند در این کشور متداول گشت و بر ظرافت موسیقی مصر افزود . به مرور رقص و آواز این دختران به معابد مصری راه یافت و کم کم مراسم مذهبی توسط زنان اجرا شد . موسیقی بین النهرین به مراتب از موسیقی خود مصریان غنی تر و از رنگ آمیزی بیشتری برخوردار بود .
از اواخر حکومت فراعنه میانی ( 1989 تا 1570 ق.م ) مصر مورد هجوم دولتهای بیگانه قرار گرفت و منهدم گردید . از آثار تمدن این دوره تصاویر زیادی بر جای مانده که ورود بیگانگان را با سازهای موسیقی ( کاستانت Castsnet یا قاشقک – آلات کوبه ای ) به این کشور نشان می دهد . دوران نوین حکومت فراعنه ( 12570 تا 1090 ق.م ) که در این دوره از نوازندگان زن برای اجرای مراسم مذهبی در معابد استفاده گردید . به طوری که آنها از عناصر اصلی مراسم به شمار می رفتند .
سازها و ابزارهای موسیقی در مصر
از انواع سه گانه سازهای موسیقی ( زهی – بادی و کوبه ای ) همه در سرزمین مصر وجود داشته و در جشن ها به کار می رفته اند . از سازهای بادی به هر دو نوع آن : ( مسی و چوبی ) باید اشاره کرد . ساز ارگ با فشار انگشتان بر شستی های این ساز و باز شدت دریچه هوا و گذشتن از لای سوتکهای مخصوص اصوات موسیقی متفاوتی از این ساز بیرون می امد . قابل ذکر است که ساز ارگ از ابتکارات مصر باستان است . ساختن ارگ آبی ( هیدرولیس Hydraulis ) را به ریاضیدان ماهری به نام کتسیبیوس ( Ctesibius ) ( 221 تا 246 میلادی ) که اهل اسکندریه بوده است نسبت داده اند . از سازهای بادی باید از فلوت افقی – تی زبانه دار – قره نی مضاعف ( دو زبانه موازی ) – ابوای مضاعف نام برد . " لازم به ذکر است که قریب 50 فلوت از دوره مصر باستان باقی مانده است ."
سازهای بادی مسی
ترومپت سازی با صوتی درخشان که در دو نوع مسی و نقره ای وجود داشته است . از این ابزار در راهپیمایی و موسیقی نظامی استفاده می شده است .
سازهای زهی
چنگ – سیتار – عود – سیستروم ( Sistrum ) و لیر .
1 – ساز چنگ : از سازهای زهی زخمه ای به شمار می رفت و ساز سلطنتی مصریان محسوب می گردید . هر دو گونه های زخمه ای ( عمودی ) و مضرابی ( افقی ) اش در مصر وجود داشته است . از هر وتر آن تنها یک صوت حاصل می گشت . تعداد وترهای این ساز در انواع مختلفش – متفاوت بوده است . به طوریکه نوع کوچک آن متشکل از 3 تا 4 وتر بوده و توسط چوبی روی دوش نوازنده قرار می گرفته است . و نوع بزرگتر آن دارای 8 تا 20 سیم بوده و گاهی به 40 سیم هم می رسیده است . آن را نوازندگان – ایستاده می نواختند و احتمالا در گامی با 5 پرده کوک می شده است . از چنگ های متداول آنها که حدود 3300 تا 1600 ق.م یافت گردیده – چند وتری بوده است .
2 – سیتار : که در حدود 2000 ق.م رواج داشته و متشکل از 5 تا 18 وتر بوده است .
3 – عود : در نقوش مصریان با سیمهای 3 تا 4 وتری نیز یافت گردیده است .
4 – سیستروم : دارای قاب چوبی U شکلی بوده که بین آن سیم کشی می شده است . هر زه از بین چند فلزعبور می کرده ( مانند رشته تسبیح ) . دسته ساز در پایین آن قرار داشته و می توانسته ساز در دست نوازنده جای گیرد . وقتی این ساز تکان داده می شد زنگوله ها یا " طنینه های نقره ای " به صدا در می آمدند .
5 – لیر : لیر های آنها در گام پنج پرده ای کوچک – کوک می شده است .
از سازهای دیگر مصریان می توان : قاشک – سر ( Ser ) با دایره های بزرگ – زنگوله و سنج
( که توسط یونانیان به مصر برده شده بود ) را نام برد .
به نظر می رسد که " گام " موسیقی مصر از گونه پنتاتونیک ( پنج پرده ای ) بوده و جمع اصوات یک اکتاو آن شش بوده که ششمی در فاصله اکتاو اولی قرار داشته است . این گام از فاصله ای یک پرده ای و یک ونیم پرده ای تشکیل می شده و فاقد فاصله نیم پرده ای بوده است . مصر در سال 332 به تصرف یونان درآمد و تاثیرات زیادی بر موسیقی یونانیان گذاشت . به طوریکه یونانیان اساس نظریه موسیقی فیثاغورث را حاصل کار علمی مصریان در زمینه موسیقی دانسته اند . فیثاغورث تحقیقات خود را ( به خصوص در زمینه موسیقی مصر ) در معابد مصری (قرن 6 ق.م ) انجام داد . بطلمیوس کلودیوس ( 51 – 127 میلادی ) نظریه پرداز موسیقی یونانی – اهل اسکندریه بوده است . ولی در زمان او مصر از اعتبار و رونق خود افتاده بود.
چین (قرن سوم تا دوم قبل از میلاد)
در چین نخستین بار در ساحل هوانگ هو (رودخانه زرد) به وجود آمد و از آنجا به خارج از مرز های چین ( کره – زاپن – خاور دور و نقاط دیگر ) سرایت کرد . موسیقی در چین باستان به ندرت هنری مستقل بود و همواره با تشزیفات دینی و نمایشی ملازمت داشته است .بر اساس روایات چینی موسیقی نیز مانند چیزهای دیگر از ابتکارات (( فویشی )) خان افسانه ای است . در زندگی چینیان از همان نخست رقص و موسیقی همراه با آیینهای مختلف ( به منظور باروری زمین – پیروزی در جنگ – پیشگیری بیماری و سایر بحرانها ) نقش اساسی و مهمی را ایفا نموده است . به طوریکه اکثر فرمانروایان چینی این نوع فعالیتها را برای هماهنگ ساختن کشور خویش ضروری می دانستند. در قرن هشتم پیش از میلاد معابدی وجود داشت که به همین منظور ساخته شده بود . در چین 5000 سال قبل فوهی امپراتور چین موسیقی چینی را تدوین کرد . تنوع فرهنگ موسیقی چین طی تاریخ طولانی اش تاثیر عظیمی بر مناطق اطرافش نهاده – به خصوص در سنت موسیقایی آسیای شرقی نقش مهمی را ایفا کرده است . به طوریکه امروزه تاثیر فرهنگ موسیقی چین ( ملت هان ) را می توان در کشورهای خاور دور مشاهده نمود .از دیرباز سه نوع موسیقی در چین وجود داشته است :
1- موسیقی مردمی – که مخصوص جشنها و مراسم مردمی بوده است .
2- موسیقی درباری – که به امپراتوران اختصاص داشته است .
3- موسیقی مذهبی – که برای تشریفات و مراسم مذهبی به کار برده می شده است .
1- موسیقی مردمی : این موسیقی با رقص و شعر همراه بوده و بصورت سوال و جواب بین دختران و پسران اجرا می شده است . و این نوع موسیقی را که توسط دو جنس مخالف خوانده می شده موسیقی " دوقطبی " چین می نامیده اند . این موسیقی به شیوه مبارزه طلبی بین دختران و پسران انجام می گردید و دارای 16 بیت بود که 8 بیت آن توسط پسران خوانده می شد و دختران با خواندن 8 بیت دیگر به آن پاسخ می دادند . این نوع موسیقی بیانگر اعتقاد چینی ها به دوقطبی بودن جهان ( یانگ yang – و- یین yin ) می باشد که بین طبیعت و انسان هماهنگی ایجاد می کند. موسیقی مردمی چین در طول زمان دستخوش تغییراتی شده است . به طوریکه اکنون غیر ممکن است که متن اصلی آنها را قبل از بوجود آمدن دستگاه های ضبط صوت پیدا کرد . موسیقی سنتی سازی چین – به علت داشتن خصوصیت بداهه نوازی – هیچگاه بصورت اولیه باقی نماند – با گذشت زمان به سبکهای جدیدی گسترش یافت و همیشه در تغییرات و دگرگونی دائمی خود تازه و نو باقی ماند . اساس و پایه نغمه های چینی – گام پنج پرده ای است که از گذشته های بسیار دور به موسیقی چین حاکم بوده است .
2- موسیقی درباری : موسیقی در دربار امپراطوران چینی از اهمیت خاصی برخوردار بود به طوریکه قواعد موسیقی توسط پادشاهان تعیین می گردید . چنانکه در موسیقی هر پادشاهی در حد خود سهم به سزایی داشت . به این خاطر چین از نظر تاریخ موسیقی قدیمیترین کشور به شمار می رود . انتخاب مقام های درست و اصولی موسیقی – برای دودمانهای سلاطین چینی – با اهمیت تلقی می شد . چرا که برای جلوگیری از هرج و مرج – هردودمان باید مقام مخصوص به خود را می داشت . از مقبره " زنگ هویی " ( zenghouyi ) مجموعه " بیان – زونگ " ( Bian-Zhongs ) ( سنجهای زنگ دار ) به دست آمده است که نشان می دهد موسیقی سازی سنتی چین – از تاریخ طولانی برخوردار است .
3- موسیقس مذهبی : که مخصوص تشریفات و مراسم بود و بر اساس الگویی که در مراسم مذهبی چین وجود داشت – منطبق بود . چنانکه پرده پایه این نوع موسیقی باید منطبق بر دوازده ماه و دوازده ساعت می بوده و نت ها باید بر اساس لحظات و توالی زمان تغییر می کرد .
چینی ها ردیف دوازده پرده ای خود را طوری تنظیم کردند که کلیه ظواهر یک گام کروماتیک ( پیوسته ) را در بر می گرفت البته این نت ها به شیوه کروماتیک اجرا نمی شده بلکه برای تغییر کلید در گام پنج پرده ای چین به کار می رفته است . چینی ها از نت های دوازده گانه – دو گروه شش نتی جدا کردند که همه فواصل نت های آن یک پرده ای بود . البته در اجرا اینطور نیست . این دو گروه طوری مورد استفاده موسیقیدانان چینی قرار گرفتند که در هم تداخل می کردند و به این شکل هنگام حرکت نت ها – به بالا و پایین – نوعی هارمونی به وجود می آمد . در موسیقی چین قدیمی ترین طبقه بندی ها که نظم آن تا به امروز باقی مانده است – گام پنتاتونیک – می باشد که گام پنج نتی فاقد نیم پرده معنی می دهد . این گام پنج هزار سال پیش در چین و مصر به کار می رفته است . چینی ها به اولین نت این گام پنج نت فاقد نیم پرده – " خانه پادشاه " می گفتند و نت های بعدی را " خانه وزیران و ملت " می نامیدند . به شکل زیر توجه کنید :
شکل 1
این گام بعد ها در موسیقی یونان باستان پدیدار گشت و سپس در موسیقی انگلستان و آهنگهای محلی روسیه و مجارستان مشاهده گردید .
نام این پنج پرده چنین ذکر گردیده است :
کونگ ( Kung – فا) – شانگ ( Shang – دو ) – چیائو ( Chiao – سل ) – چی ( Chih – ر) – یو ( Y – لا ) که بعدها در موسیقی سایر ملل به این دو شکل در آمد .
شکل 2
با وجود اینکه اساس موسیقی چین – گام پنج پرده ای بود – ولی از دوران " چو " گام هفت پرده ای نیز وجود داشته است . به طوریکه می توان با فلوت به جای مانده از آن دوران – گام هفت پرده را نواخت . گفته می شود تا یک قرن قبل از میلاد – در چین گام هفت پرده ای با درجه اصلی و درجه کمکی وجود داشته است . در قرن پنجم پیش از میلاد مسیح – کنفوسیوس ( 551 – 479 ) فیلسوف و پیامبر چینی در این کشور ظهور کرد و مورد ستایش مرد زمان خویش واقع گردید . در نوشته های کنفسیوس باید از فصلی به نام یادواره های موسیقی و نیز کتب یوه چی ( Yuehchi ) و آی چینگ ( Iching ) یا کتاب تغییرات نام برد که برای نخستین بار در آنها – موسیقی بر اساس عناصر آسمانی بنا گردیده است . در کتاب یادواره موسیقی – تعادل بین زمین و آسمان را در موسیقی دانسته است . در این دوران است که اساس تئوری موسیقی چین شکل می گیرد .
چینی ها در موسیقی از علاماتی استفاده می کردند که به آنها جمله طویل گفته می شد . این نوشته ها توسط هندی ها خلاصه و ساده تر گردید و برای هر عبارت علامت ثابتی به کار برده شد . به شکل زیر توجه کنید :
شکل 3
چینی ها از دیرباز رابطه طول لوله را با درجه صدا کشف کرده بودند . برخی از محققین مدعی هستند که آنها حدود شش قرن قبل از میلاد دستگاهی به نام " لیو " ( دستگاهی مانند دیاپازون ) داشتند که سازها را با آن کوک و همصدا می کردند . ولی بعضی ها بر این عقیده اند که چینی ها – با وجود اینکه کمیت نسبی هر کدام از اصوات گام را می شناختند – ظاهرا هرگز به فکر نیفتادند که کمیت مطلق آنها را به صورت معیار دقیق و ثابتی تثبیت نمایند .
اولین دوره درخشان هنر و ادبیات چینی با حکومت سلسله Han ( 206 ق.م تا 221 میلادی ) آغاز می گردد . در این زمان وسعت خاک چین هم طراز امپراطوری روم شد . امپراطوران هان پیگیرانه به ترویج هنر می پرداختند و به این علت موسیقی در دربار از ارزش و رونق خاصی برخوردار گردید . به طوریکه در این دوره هشتصد نوازده در ارکستر دربار شرکت داشتند که در چهار بخش سازمان داده می شدند . در سال 104 ق.م – در زمان امپراتور Wu ( 141 تا 78 ق.م ) " انجمن سلطنتی موسیقی " دایر گردید که وظیفه اش ارائه نمایشهای سرگرم کننده و ترویج آن و نظارت بر موسیقی و رقص و نیز استاندارد کردن کوک سازها بود . بسیاری از سازهایی که اکنون در ارکسترهای تئاتر چینی به کار می رود به این دوره تعلق دارد .
در قرن اول میلادی کاهنان بودایی هند وارد چین شدند و بین سالهای 200 تا 600 میلادی – مکتب بودا در این کشور رشد سریعی داشت . در مراسم بودائیان مناجاتها به صورت سوال و جواب و به شکل آواز اجرا می شد و گاهی آواز قطع می شد و یک ساز یا سازهای مختلف و به شکل تکنوازی جایگزین آن می گردید . همه این سازها ضربی بودند مانند : سنج – مثلث – قاشقک – طبل بزرگ – زنگ بزرگ – گانگ و.... البته کاهنان بودایی از ساز " زیتر " ( Zither ) چینی هم استفاده کردند – زیرا تمام دانش کیهان شناسی را بر درجه بندی و ترکیب ساختاری آن حاکم می دانستند و بر اساس موسیقی شان تزیینات بسیاری را روی این ساز پیاده کردند و آن را از حالت ایستایی بیرون کشیدند . آموزش ساز زیتر روی اصول و نظم خاصی بود و دست یافتن به آن بدون انگیزه مراسم مذهبی غیر ممکن می نمود . این ساز بر اساس موسیقی چین – روی گام پنج درجه ای کوک می گردید . برای ساز زیتر اصطلاح " چه این " را به کار می برند که مفهوم کنترل عواطف نفسانی – تنظیم حرکات بدن و تهذیب قلب را در بر دارد . شن یوئه ( Shenyueh 241 – 513 میلادی ) کسی بود که در کلام چینی به درجه بندی الحان پرداخت .
نفوذ موسیقی ایران در چین
از روزگاران بسیار کهن از طریق جاده ابریشم بین ایران و چین ارتباط فرهنگی نزدیکی وجود داشته است . بزرگترین کانون فرهنگی نزاد ایرانی در آندوره در مشرق ایران قرار داشت و کوچا ( در ترکستان ) نام یکی از شهرهای آن بود . مردم این دیار با ایرانیان شمالی سغد و شرقی غورستان بستگی داشتند . در مشرق کوچا به زبان چینی و در مغرب آن به فارسی سخن می گفتند . کوچا تاثیر و نفوذ چشمگیری بر موسیقی چین داشت . سال 384 میلادی این سرزمین توسط یکی از امپراتوران چین فتح گردید . وی رامشگران آنجا را با خود برد و از این طریق موسیقی ایرانی و سازهای آن به چین راه یافت و درباریان چین به شدت به موسیقی خارجی علاقمند شدند بطوریکه امپراتوران بعدی هم به گردآوری گروه رامشگران کوچایی پرداختند از این رو موسیقی آنان تغییر اساسی در موسیقی چین نهاد . سال 581 هفت گروه رامشگران از هفت سرزمین مختلف یعنی کوچا – سمرقند – بخارا – کاشغر – زاپن – هند و کامبوج در چین هنرنمایی می کردند . در آغاز قرن هفتم دو گروه دیگر توسط یکی از امپراتوران به آنها افزوده شد و شمار انها به 9 رسید . به دلیل اجرای موسیقی دربار توسط بیگانگان تا اواخر قرن نهم این نوع موسیقی بربری ( به معنای اجنبی ) نامیده می شد .
در سال 714 میلادی مدرسه ای به منظور تربیت خواننده – رقصنده – و سایر سرگرمی سازان دربار توسط هوانگ تسونگ تاسیس گردید که اهدافش با مدارس قبل متفاوت بود . این مدرسه ارزش زیادی برای ابداع و خلاقیت و سلیقه مردم قائل بود و منحصر به اشکال سنتی نبود و آنقدر گسترش پیدا کرد که متجاوز از 11409 نفر هنرآموز داشت . در دربار تسونگ شش ارکستر بصورت ایستاده و هشت ارکستر بصورت نشسته در کاخ و یک گروه بزرگ متشکل از 1300 نوازنده در فضای باز حضور داشتند و برنامه اجرا می کردند . قرن سیزدهم و چهاردهم عصر سلطه مغولها بر چین بوده است . به این دلیل موسیقی این دوره را یوان چو ( موسیقی سلسله مغولان ) نام نهادند . موسیقی و تئاتر در این دوره رشد زیادی نمود و اولین بار اپرای واقعی چینی بوجود آمد که به دو سبک شمالی و جنوبی تقسیم شد . سرانجام چینی ها بر مغولان غالب شدند و خاندان مینگ ( 1368 – 1466 ) به حکومت رسید . آوازها ونغمات زیادی از این دوره به جای مانده که برای ساز زیتر ساخته شده است . این نوع آوازها بر دو نوع اند :
1 – هیسائو – چه ئو : دارای صداهای کوتاهتری است و خواننده اشعار را با همراهی ساز می خواند.
2 – تا – چه ئو : در این بخش فقط سازها شرکت دارند و از نظر زمانی بخش طولانی قطعه را در بر می گیرند و از نظم موسیقی بسیار بالایی برخوردار است .
گرچه دوران مینگ عصر رشد و باروری اپرا است ولی دوره انحطاط موسیقی مذهبی و درباری به شمار می آید . در قرن 16 میلادی با ورود نمایندگان اروپایی به این کشور – موسیقی از سلطه پادشاهان خارج گردید و سازهای اروپایی از جمله کلاوسن و ویولون به این کشور راه یافت . در قرن 19 تحولی فعال و مردمی که به سنتهای کلاسیک شمالی شبیه بود ایجاد شد . این تحول اپراهایی (چینگ هسی ) به وجود آورد که معروف به " نمایشنامه های پایتخت " بود و امروزه معروفترین اپراهای قبل از جمهوری خلق چین به شمار می رود . در قرن نوزدهم رواج موسیقی غربی در این کشور موجب گردید که روشنفکران به نواقص موسیقی سلطنتی چین آگاه شوند و به ارزشهای علمی موسیقی غربی پی ببرند و با بکارگیری آن به تکمیل موسیقی خود بپردازند . از آن زمان در موسیقی چین سه مکتب بوجود آمد :
1 – مکتب موسیقی علمی و بین المللی چین : این مکتب تحت تاثیر موسیقی اروپایی بوجود آمد و توسط دکتر هیسائویو می _ ( 1884 – 1940 ) میلادی – پایه ریزی گردید . وی ریاست کنسرواتوار ملی شانگهای را بر عهده داشت و تحصیلاتش را در کنسرواتوار لایپزیک گذرانده بود .
2 – موسیقی ملی چین : این سبک عبارت است از گامهای موسیقی چینی با استفاده از سازهای غربی .
3 – موسیقی باستانی چین : این مکتب موسیقی متشکل از اصول و قوائد موسیقی چینی با سازهای باستانی چین است که به ایجاد تکنیک جدید در موسیقی ملی پرداخته است .
سازهای چین :
ابتدایی ترین دسته بندی که در مورد سازهای موسیقی چین وجود دارد دسته بندی " با – این " ( هشت صدایی - Ba – Yin ) است که سازها را بر اساس نوع جنس آنها به هشت دسته : فلزی – سنگی – سفالی –چرمی – ابریشمی – چوبی – پوست بعضی از میوه جات همچون نارگیل یا کدو و خیزران تقسیم بندی می کنند .سازهای سنتی چین بخش ملموس میراث موسیقایی آنها به شمار می رود . این سازها دربردارنده نشانه های تاریخی و بیانگر خویشاوندی سازهای کشورهای آسیا و سایر کشورهای جهان هستند .
ابتدایی ترین سازهای چینی که به عصر نوسنگی مربوط می شود :
1 – چینگ ( Ching ) که سنگ صداداری است .
2 – هسوان ( Hsuan ) فلوتی کروی است .
سازهای عصر فلز :
1 – کو ( Ku ) نوعی طبل می باشد .
2 – چونگ ( Chung ) نوعی زنگ است .
سازهای قرن یازدهم تا سوم قبل از میلاد :
1 – پین چینگ ( Pin ching ) سنگ صداداری است متشکل از 14 تا 24 آویزه یا صفحه های نازک سنگی به شکل L که از ضلع بالایی آن یک قاب چهار گوش آویزان می شود .
2 – پین چونگ ( Pin chung ) ساز زنگ صداست که به اندازه پین چینگ دارای زنگ می باشد .
3 – ارگ زبانه ای ( سازدهنی ) این ساز دارای منبع هوایی است که به نی بامبو ( هفده عدد ) متصل می شود . نوازنده توسط لوله ای که روی محفظه هوایی نصب گردیده است به درون آن می دمد و آن را به صدا درمی آورد . قدمت این ساز به 110 سال قبل از میلاد می رسد .
4 – پای هسیائو ( Pai – Hsiao ) سازدهنی و از خانواده ارگ دهنی می باشد .
5 – زیتر ( Zither ) متشکل از پنج تا هفت سیم بوده است و نوع دیگر آن سه ( Se ) می باشد که سابقا دارای 26 سیم بوده ولی به مرور به سیزده سیم تبدیل گردیده است .
به جز این سازها باید از سازهای سنگی ( صداسنگ ) و زنگی و طبلهای مختلف نام برد .
بیان – زونگ ( سنجهای زنگ دار ) – کین ( مربوط به دانش آموزان دوران باستان ) و دییزی ( Dizi فلوت خیزرانی ) از سازهای دیگر چین باستان هستند .
سازهای قرن سوم قبل از میلاد تا قرن هفتم میلادی :
از سازهای این دوره باید از : سازهای ضربی ( طبل بزرگ – زنگ بزرگ – گانگ – سنج – مثلث – قاشقک – زنگ کو چک – سنج مثلث و طبل های ایرانی ) نام برد .
سازهای قرن هفتم تا سیزدهم میلادی :
سازهای این دوره شامل صد و بیست زیتر " چه این " و صد و بیست زیتر " سه " دویست شنگ ( Sheng ) نوعی سازدهنی – ابوا - سنج – طبل – زنگ و ساز دهنی ( ارگ لب دم ) می باشد .
پی پا ( Pi-Pa ) عود دسته داری است که متعلق به آسیای مرکزی می باشد و از زمان هان ( Han ) وارد چین گردیده است . به جز این سازها باید از آوای انسانها نام برد که بسیار مورد استفاده قرار می گرفته است . برای همراهی با صدای انسان از فلوتی ( چینی ) به نام تی ( Ti ) استفاده می گردیده است .
سازهای قرن سیزدهم تا چهاردهم میلادی ( عصر مغولان ) :
تی ( فلوت افقی ) – گیتار چینی ( سان هسین / San – Hsien ) – پی پا ( عود دسته کوتاه ) – نی – ابوا – سازدهنی – فلوتهای مختلف دیگر – پان کو ( Pan – Ku ) – طبل بزرگ – گانگ – سنج و ضربهای چوبی .
از سایر سازهای آنها می توان اره هسین ( Erh – hsien ) – پای پان – تیتسو – اره هو – یوش کین را نام برد .
در قرن نوزدهم بسیاری از سازهای غربی وارد این کشور گردید که می توان از جمله کلاوسن – ویولون – شنگ – ملودیکا و آکوردئون را نام برد .
هندوستان ( قرن چهرم تا قرن اول قبل از میلاد )
تمدن هند نخستین بار در اطراف رودخانه سند و گنگ ایجاد شد . هند در زمینه موسیقی سنتس دارای تاریخی طولانی است به طوری که آثار به دست آمده نشان می دهد که حدود 3000 پیش از میلاد رقص - موسیقی و آواز در آنجا وجود داشته و جزو مراسم مهم مذهبی به شمار می رفته است. هندی ها موسیقی را از هنرهای مقدس می دانند و نیز معتقدند که اصوات از عالم بالا الهام شده و آوازها از طرف خدایان تصنیف می گردد که هریک به نوعی بیانگر روحیات آنهاست . گروهی از هندیان هر نت ( گام هندی ) را سمبل صدای ( فریاد ) یکی از حیوانات می دانند که ریشه آن در طبیعت پرستی آنهاست . هندیان به ساده کردن و تلخیص علائم چینی پرداختند و برای هر یک از آنها علائم ثابتی به کار بردند . امروزه عده زیادی از هندیان – برهما – را مبتکر ساز و آواز می دانند و هر یک از نواهای هفتگانه موسیقی خود را به یکی از هفت آسمان مربوط می دانند . چنانکه می بینیم موسیقی این کشور قرنها تحت تاثیر مذهب بوده و جنبه های اعتقادی مذهبی داشته است .
ادبیات سانسکریت بین 1500 تا 1000 پیش از میلاد به وجود آمد . یکی از نمونه های بارز آن ریگ ودا ( Rigveda ) می باشد که از قدیمیترین متون ادبی – مذهبی در زبان هند و اروپایی شناخته شده است و مجموعه ای از سرودها ( دعاها ) ی مذهبی است . سازهای موسیقی – فلوت کریشنا و وینا ( Vina ) سرچشمه خدایی دارد و بعضی از آهنگها از جمله راگا Raga ( نغمه ) که اساس موسیقی کلاسیک هند محسوب می شود بیانگر احساسات انسان ( ترس – شهامت و خشم ) است . در اوایل قرن دوم بعد از میلاد – سیستم های منظم آهنگین راگا توسعه یافت . هر راگا – یک تالا ( tala ) ( موسیقی دارای ریتم وابسته ) کامل دارد و هر دو از نظر وزن و طول – صدا را مشخص می کنند . ودای مناجات ( Samaveda ) نواها و نغمات آن بیشتر جنبه ملودیک داشته و در آن به موسیقی بیشتر از کلام اهمیت داده شده است . در منظومه های حماسی هندیان ] ( رامایانا Ramayana ) – ( مهابها راتا Mahabharata ) [ موسیقی به حد وفور دیده می شود و این بیانگر پیشرفت موسیقی در آن زمان است . ناتیا شاسترا ( Natyashastra ) قدیمیترین رساله موسیقی است که دویست سال قبل – توسط بهاراتا ( Bharata ) نوشته شده است . این رساله کتاب درسی و راهنمای موسیقی هندیان بوده است و آنها شکل موسیقی امروزه خود را مدیون این کتاب می دانند . هندیان بهاراتا را – موسس کلاسیک هند می شناسند و کار علمی او را سنگ بنای موسیقی خود می دانند . گاندهارواس ( Gandharvas ) ( گاندهارا ) ها موسیقیدانان حرفه ای به شمار می رفتند . اینان موجوداتی آسمانی بودند که به شیوه فلکی – موسیقی هند را طوری نظم و آرایش می دادند که برای انسان خاکی فابل درک باشد.
موسیقی هند اساسا منوفونیک ( تک صدایی ) است . گرچه امروزه تحت تاثیر موسیقی غرب پیشرفت زیادی کرده ولی هنوز هم شیوه قدیم خود را حفظ نموده است . موسیقیدانان سنتی هند از سنین کودکی با فرا گرفتن حداقل 50 راگا – آموزش را آغاز می کنند و قواعد بسیاری را برای بکارگیری مراسم مختلف می آموزند . به طوریکه موسیقیدانان هندی هنگامی که گرد هم جمع می شوند می توانند بدون تمرین قبلی با هماهنگی کامل با یکدیگر بنوازند .
موسیقی هند از نظر فرهنگی به دو سبک تقسیم شده است :
1 – سبک هند شمالی ( سبک هندوستانی )
2 – سبک هند جنوبی ( کارانتیک – Karnatic )
خصوصیات اصلی و معنوی این دو سبک اساسا شبیه بهم است – ولی سبک شمالی تا حدود تحت تاثیر عوامل خارجی قرار گرفته است . در موسیقی کلاسیک هند دو عامل اساسی یکی ملودی فرم " راگا " و دیگری ریتم فرم " تالا " به کار رفته است . " راگا " ترتیب منظمی از نت های موسیقی در ترکیب زیبایی شناسانه در جهت فروشو و بوشو است . در نتیجه بیشتر از چهارچوب بسیار ویزه تنالیته برخوردار است تا چهارچوب گامی . " تالا " متشکل از توالی واحدهای ریتمیک است و از ساختاری با تناوب معین برخوردار است . موسیقی هند به طور کلی یک صدایی است بجز در مورد آوای یکنواختی که توسط " تمبورا " روی نت های دو ( سا ) و سل ( پا ) فرم راگا ایجاد می شود و پیش زمینه ریتمیکی که بوسیله طبلها تولید می شود . ملودی معمولا بوسیله تنظیم های ظریف ماهرانه ای که به " گاماگا " معروف است همراهی می شود .
سازهای هندیان در عصر باستان :
الف – سازهای بادی یا " سوشیرا وادیا " ( Sushira Vadya )
1- سرنای مخصوص رام کنندگان مار – این ساز توسط مصریان به هند آورده شده است .
2- فلوت هندی ( وانیسی Vanici )
3- نی انبان ( تون تینا Tuntina )
ب – سازهای زهی یا " تاتا وادیا " ( Tata Vadya )
1- عود
2- اکاتا ( Ekata ) سازی است تک سیم .
3- زیتا ( وینا Vina ) که دارای دو سیم است .
4- چنگ
5- سیتار – که در شمال هند به کار می رفته است . درحالیکه وینا در جنوب هند استفاده می شده است .
6- تنبور
7- سارود ( Sarod )
ج – سازهای ضربی یا " آواندهیا وادیا " ( Avanadhya Vadya )
1- طبل کوچک دستی و طبل ( مردانگام – Mrdangam )
2- گانگ ( gang ) یا کمیسا
3- زنگ دستی ( گنته Ghanta )
4- سنج ( سرارا – ماندالا Srara – Mandala )
هندیان در قرن هجدهم – ویولون و کلارینت را ( در جنوب ) مورد استفاده قرار دادند و در قرن نوزدهم هارمونیوم را به کار بردند که ارگ کوچکی بود با لوله های صوتی . از سازهای بادی کنونی هند می توان فلوت افقی – شهنای – ( نی دوتایی ) و نگا سوارام .../ ... از سازهای زهی : سارانگی – بین ( been ) یا رودباوینا ( rudbaveena ) .... /... از سازهای مکعبی : ( غناوادیا ) جالاتارانکا ( jalataranga ) را نام برد . جالاتارانکا متشکل از یک سری فنجانهای چینی است که در هریک از آنها مقادیر مختلفی آب ریخته شده و هرکدام نمودار نت مشخص است و یک نیم دایره راتشکیل می دهند . نوازنده در وسط این نیم دایره می نشیند و با یک جفت چوب خیزرانی به آنها ضربه می زند .
قوم یهود و فلسطین ( قرن دوم و سوم قبل از میلاد )
یهودیان از اقوام سامی ای بودند که بین دو تمدن مصر و بین النهرین به شکل کوچ نشینی و شبانی زندگی می کردند و برای حفظ و بقای خود داستان نبردهایشان را به شکل آواز می خواندند . از نغماتی که از این دوره بر جا مانده است سرود " چاه آب " است که برای پیدا کردن آب آ« را بر زبان می راندند .در قرن دوم قبل از میلاد یهودیان از سایر اقوام سامی جدا شدند و تحت سرپرستی حضرت ابراهیم قرار گرفتند و با او رهسپار کنعان ( فلسطین ) شدند. بعدها تحت حمایت نوه او ( یعقوب ) به مصر رفتند . سرانجام به دین حضرت موسی گرویدند و مجددا به کنعان بازگشتند .
حضرت موسی پیامبر قوم بنی اسرائیل در مصر نزد کاهنان مصری به تعلیم موسیقی پرداخت . بطوریکه در تورات از او به عنوان پدر نوازندگان چنگ یاد شده است . قوم او نیز آوازها و الحان موسیقی مصر را قرا گرفتند و سازهای مصری بسیاری را با خود به کنعان ( فلسطین ) بردند .
یهودیان در فلسطین زندگی نوینی را آغاز نمودند که الهام بخش آوازهای جدید آنها گردید . بطوریکه به خواندن مرثیه در وصف رفتگان خود پرداختند و سرود دبوره ( Deborah ) را به مناسبت پیروزی سرودند و آن را سرود پیروزی نام نهادند . موسیقی یهودیان آمیخته ای از موسیقی مصر – بین النهرین – فنیقی و کنعانی بود که در اماکن مقدس اجرا می گردید .
عبریان از سرودهای جنگی و مذهبی به صورت شکوائیه و مرثیه برخوردار بودند . یهودیان زمانیکه به اسارت بابلیان درآمدند به سرودن شکواییه هایی پرداختند . موسیقی نزد قوم یهود از اهمیت بسیاری برخوردار بود زیرا در مذهب آنها پیکر تراشی و چهره نگاری تحریم گشته بود . از این رو بیشتر به موسیقی می پرداختند . در مراسم مذهبی یهودیان – موسیقی از جایگاه مخصوصی برخوردار بوده است به طوریکه بر اساس نوشته تورات تشکیلات معابد آنها دارای 228 موسیقی دان تمام وقت بود که شغل آنها پیشگویی و کمک به مردم در رسیدن به خدا بود . منبع قدرت و شفای آنها به موسیقی ارتباط داشت . گفته شده است که نوازندگان بسیاری در خدمت داوود – پیامبر قوم یهود بوده اند که در موسیقی تبحر و استادی داشته اند و او با 4000 نوازنده به دربار خدا نیایش می کرده است . در کتاب ساموئل آمده که داوود خود را با ساز لیر ( کینور ) سرگرم می کرده است . یهودیان معتقد بودند که موسیقی می تواند نقش آرامبخشی در زندگی روزمره مردم داشته باشد به طوریکه در تورات آمده است " وقتی روحی شیطانی به آزار دادن وجود – ساول شاه – ( King Saul ) پرداخت . خادمین او مامورین را به دنبال داوود فرستادند و او با نواختن چنگ آرامش و شادابی را به شاه بازگرداند . " ( تورات – کتاب اول ساموئل – باب 16 – آیه 14 تا 23 ) . موسیقی یهود آهنگهای مذهبی و رسمی کلیسا را به وجود آورد . در آیه 19 سوره یس کتاب مسلمانان ( قرآن ) به صوت خوش داوود اشاره گردیده . برخی از مفسران در این باره نوشته اند : " تا زمان حضرت داوود موسیقی و ترانه وجود نداشت و مردم با ترانه خوانی اشنایی نداشتند – تا آنکه خداوند داوود را آوازی داد که هرگز پیش از او و پس از او هیچکس را چنین آوازی نبوده است . او ( زبور ) را به آواز70 و 70 الحان خواندی که هیچ آواز و هیچ لحنی از آن به یکدیگر نماندی " .
بر اساس منابع تاریخی قدمت مزامیر داوودی به 3000 سال می رسد . به نغماتی که به مناسبت های مختلف در دربار اجرا می گردید ( سالگردهای تاج گذاری – مناسبت های ازدواج شاهان و....) مزامیر سلطنتی یا پسالم ( Psalms ) می گفتند . بعد از حضرت داوود پسرش سلیمان به پادشاهی رسید . در اخبار یهود قید شده که در دربار سلیمان خوانندگان با نواختن آهنگهای موسیقی به معبد وارد می شدند و ورود آنان را با شیپور اعلام می کردند . علاوه بر سرودهای مذهبی که در معابد خوانده می شد سرود های غیر مذهبی هم معمول بود و دوشیزگان با آهنگهای موسیقی می رقصیدند . سازها را با آواز همراهی می کردند و بعضی آوازها به همراهی سازهای زهی اجرا می گردید . متاسفانه از زمان داوود - مزامیری در دست نیست و در کتاب مقدس هر آنچه که آمده به معبد سلیمان نسبت داده اند . سه نوع مزامیر وجود داشته که در مکانهای مختلف مورد استفاده قرار می گرفته است :
1 – مزامیر نیایشی ( مزمور 141 )
2 – مزامیر استغاثه ای ( مزمور 44 )
3 _ مزامیر شکر گزلری ( مزمور 30 )
در آغاز مزامیر توسط کاهنان و لاویان ( Levites ) خوانده می شد و جمعیت با گفتن هاله لویا ( Hallelujah ) به آنها پاسخ می داد . ] حضرت داوود قوم لاوی را به حفاظت و اداره موسیقی مذهبی معبد گمارد که بعدها لاویان به موسیقیدانان مقدس مبدل گشتند [ . علاوه بر این نوع موسیقی ها – موسیقی فرقه ای نیز وجود داشت که متعلق به فرقه های مختلف یهودیان بود . یهودیان هنری که احساس پاکدامنی و وفاداری را به خدا و فرمانروایشان عرضه می داشت تشویق می کردند و هنری را که حس پلیدی و بت پرستی را در آنها تقویت می کرد مطرود دانسته و از بین می بردند .
سازهای یهودیان
سازهای هزاره سوم تا دوم قبل از میلاد
سازهائی که در عصر کوچ نشینی جزو سازهای اصلی یهودیان به شمار می رفته است :
1- دایره زندگی ( Timbrel ) یا دایره زنگی تبره ( Tabret )
2- لیر یا کینور ( Kinnor )
3- فلوت یا اوگاب ( Ugab ) که ساز مخصوص چوپانان بوده است .
سازهائی که در رابطه با کیش یهود به کار می رفته است عبارتند از :
1- بوق شاخی یا شوفار ( Shofar ) از سازهای بادی ( شبیه به ترومپت ) و قدیمی قوم یهود است که از شاخ حیوانات ساخته می شده و متجاوز از 3000 سال در کنیسه های یهودیان هنگام جشنها استفاده می شده است . از شوفار در مواقع خطر یا حمله دشمن برای علامت دادن و خبر استفاده می کردند و در تشریفات مذهبی نیز به کار می رفته است . منشا این ساز ( از نظر اساطیر ییهودی ) به شاخه قوچی نسبت داده شده که توسط خداوند بر ابراهیم نازل گردید تا به جای پسرش قربانی کند .
2- ترومپت قوی یا هزوزرا ( Hazozra ) این ساز نیز برای علامت دادن استفاده می شده است .
3- زنگ یا پاامون ( Paa'mon ) که برای خوش یمنی و حفظ قدرت کاهنان به لباسهای آنان آویخته می شده است .
سازهای دیگری که مورد استفاده یهودیان بود :
1- چنگ بزرگ عمودی به نام نول ( Nevel ) که دارای ده سیم بوده و به انجام مراسم مذهبی کمک می کرده است .
2- سنج سین یا امزیلیام (Mziliaim ) یا زلزلیم ( Zelzlim )
3- ترومپت های زیر نواز ( هزوزرا ) و این ساز به صورت دوتایی توسط کاهنان نواخته می شده و از آن برای علامت دادن استفاده می شده است .
4- نای در مراسم مذهبی نیز به کار می رفته است .
5- ابوای مضاعف شرقی از سازهای مورد استفاده معبد بود .
6- سازدهنی یا ماگرفا ( Magrepha )
در انجیل به ساز شاوم – پسالتری ( نوعی چنگ ) و تبور ( Tabor ) اشارات زیادی گردیده است :
1- شاوم ( Shawm ) سازی شبیه به سرنا که ابوا از اعقاب آن است . این ساز در قرون وسطا و تا اواسط قرن هفدهم مورئ استفاده قرار می گرفته است . دارای زبانه مضاعف ( دو قمیشه ) بوده و در اندازه های مختلف مشاهده شده است .
2- پسالتری ( Psaltery ) همان قانون است که در قرن چهاردهم و پانزدهم قرون وسطا در اروپا متداول بوده و با دو انگشت توسط دو مضراب نواخته می شده است .
3- تبور ( Tabor ) در فرانسه به آن تمبور ( Tambour ) و در فارسی دهل گویند . نوعی طبل بوده که در قرون وسطا به کار می رفته است . این ساز به شکل استوانه بلندی بوده که ارتفاعش دو برابر قطرش می شده است . ولی بعدها انواع کوچک آن را برای همراهی با رقصهای محلی می ساختند . بعضی وقتها یک نفر آن را با بندی به گردن خود می آویخت و با یک دست می نواخت در حالی که در دست دیگرش نوعی فلوت با سه سوراخ قرار داشت . ( در ایران نوعی ساز زهی شبیه به سه تار وجود دارد که به آن نیز تنبور گویند . )
گروه بندی و روند تکاملی تمدن :
1- گروه اول : تمدن کشورهای باستان ( ماقبل یونان ) ابتدایی ترین تمدنها بود که در شرق پی ریزی شده و بر تمام تمدنهای بعدی برتری یافته بود .
2- گروه دوم : تمدن یونان است که اساس و شالوده آن در شرق ریخته شده است . از این تاریخ تمدن از شرق به غرب ( عصر هلنی ) منتقل شد .
3- تمدن گروه سوم : روم بود که بر پایه و اساس تمدن یونان بنا شد و سراسر ایتالیا و مغرب اروپا را در بر گرفت .
4- گروه چهارم : این تمدن در اروپای غربی به خصوص فرانسه و انگلستان به وجود آمد که باز بر پایه تمدنهای پیشین بود .
5- گروه پنجم : این تمدن در آمریکای شمالی و استرالیا بوجود آمد و بر اساس تمدنهای پیشین استوار بود .
بر اساس تاریخ و جامعه و تاثیر گذاری آن بر هنر تاریخ موسیقی را به دوره های مختلف می توان تقسیم کرد :
1- موسیقی قدیم : به موسیقی قبل از قرون وسطا و به موسیقی کشور هایی که شامل تمدن تاریخ قدیم هستند ( از اقوام سومر و آشور تا روم ) اطلاق می گردد .
2- موسیقی قرون وسطا این دوره از قرن پنج میلادی آغاز شده و تا دوره رنسانس و اواخر قرن شانزدهم ادامه می یابد . سپس دوره باروک آغاز می گردد .
3- موسیقی کلاسیک : این نوع موسیقی نیم قرن ذوام داشت و تا اواخر قرن نوزدهم ادامه پیدا کرد . چنانکه آهنگسازان بزرگ در این عصر پیدا شدند .
4- موسیقی رومانتیک :
5- موسیقی جدید ( دوره مدرن ) : به قرن بیستم ختم می شود .
6- موسیقی معاصر ( دوره معاصر ) : به موسیقی عصر کنونی اروپا ( قرن بیستم ) اطلاق می گردد .
یونان باستان
حکومت یونان از هزار سال پیش از میلاد تا سال نخست میلادی ( از زمان هومر تا مسیح ) ادامه داشت .
هنر یونان باستان :
در آغار هنر یونان به علت عدم آگاهی از تمایز طبقاتی ( مانند هنر مردمان مناطق دیگر ) با دعا و افسون و جادو توام بوده و هنری ائینی تلقی می شده است . این هنر بیانگر احساسات – پندارها و خواسته های مشترک اجتماع اولیه در سازمانهای آنها می باشد که به خاطر ابتدایی بودنش – خام و ناهنجار و خالی از احساسات شخصی ( هنرمند ) است . از این رو اثری فردی یا طبقاتی در این عصر دیده نمی شود .
یونانیان در عصر پهلوانی گری به علت جنگها و پیروزی های مختلف با فرهنگهای پیشرفته و متمدن آشنا شدند و به داد و ستد و تبادل فرهنگی دست یافتند . و به علت پیروزی و سلطه بر مردمان متمدن تر و با استفاده از سیستم بهره کشی در جهت اهداف سلطه جویانه به ترک اعتقادات نیاکان خویش پرداختند . این مسئله سبب بروز روحیه سرکشی و بی اعتنایی به قوانین گردید . به طوری که خصلتهای فردی را بر سنت و قانون ترجیح می دادند .
به مرور نظام اجتماعی سلطنتی به اتکای وفاداری امیران به زمین داران بزرگ – جایگزین نظام قبیله ای پیشین که فاقد وابستگی و پیوند های خویشاوندی پیشین بود – می گردد . از این رو پیوندها و مناسبات اخلاقی – فردی و عقلانی می شوند . طی سالها به علت تجزیه تدریجی قبیله ای و وفاداری امیران به ارباب و شهروندان به شهر با وجود تکیه اشراف به وحدت خانواده بالاخره مردم سالاری به پیروزی می رسد . با این تحولات و دگرگونی های اجتماعی و فرهنگی – وظایف و شرائط و موقعیت های اجتماعی هنرمند به کلی دگرگون می شود و از گمنامی رهایی می یابد . هنر از شکل جمعی و آیینی خود خارج و به شکل دنیوی و غیر روحانی تجلی می یابد و با اتخاذ شیوه حماسی به حیات خود ادامه می دهد .
یونانیان مانند مصریان به هنر کاربردی ارزش و بهای کمتری می دادند تا به هنر انتزاعی . به این دلیل برای ادیبان و شعرا بیشتر از نقاشان و سنگ تراشان که با مواد سخت چون سنگ و گل سر و کار داشتند ارزش قائل بودند و فاصله اجتماعی زیادی بین هنرمندی که کار فکری می کرد و هنرمندی که با دستهای خود مشغول به کار بود وجود داشت . چنانکه شعرا که کار فکری داشتند از طرف اشراف و امیران حمایت می شدند در صورتی که نقاشان و سنگ تراشان از این امتیاز برخوردار نبودند . به همین خاطر از هنرهای دستی ( بصری – مکانی ) اطلاع کمتری در دست است تا هنرهای انتزاعی ( بیانی – زمانی ) و بیشتر مطالب ارائه شده در زمینه هنرهای بیانی ( مخصوصا شعر ) است تا هنرهای بصری .
با حمله و هجوم – دوریها – که مردمانی خشن و فاقد علائق هنری بودند عصر پهلوانی گری به پایان می رسد و شیفتگی آنها به ماجراجوئی کاهش می یابد .
ثروت به صورت گسترده تری توزیع می گردد و به کاهش تظاهر طبقات بالا می انجامد . آنه در زندگی شیوه فروتنانه تری را در پیش می گیرند . با تغییرات اجتماعی و اقتصادی موقعیت اجتماعی هر و هنرمند دگرگون می شود . بار دیگر هنر از شکل فردی – جداگانه و مستقل خود خارج می گردد و شکل جمعی و گروهی به خود می گیرد . هنرمندان با وحدت معنوی و کار گروهی مشترک به خلق آثار هنری می پردازند . این تغییرات به پیدایش نوع جدیدی از هنر می انجامد . این عصر فاقد عصر یادبودی ( بنائی و ساختمانی ) است و در آن از کاخ و پرستشگاه نشانی یافت نمی شود .
در قرن هفتم پیش از میلاد با پیدایش زندگی شهری شکل بندی های زندگی روستایی به سستی می گراید . در این دوره داد وستد رشد می یابد و اشرافیت در صنعت و سوداگری سهیم می شود . آثار این تحولات در هنر نمودار می شود . چنانکه هنر این دوره سنت گریز و فاقد دید محدود و ایستای روستایی است . با آغاز فعالیت گسترده پیکر تراشی و معماری یادبودنی – کاخها و پرستشگاه های باشکوه بنا می گردند . علیرغم این تحولات اصول نظری بر هنر این دوره حکمفرماست و با خود مهر و نشان اشرافیت را دارد . زیرا هنوز اشرافیت آن اقتدار را دارد تا ب دستگاه های حکومتی نظارت داشته باشد .
از قرن هفتم و ششم پیش از میلاد به این طرف به مرور موقعیت اقتصادی و سیاسی اشراف متزلزل می شود و توسط سوداگران از رهبری اقتصادی خلع می گردند . از آنجا که سوداگران بر خلاف اشراف زمیندار میل به اصالت فردی داشتند با پیروزی و پیشرفت در زمینه های اقتصادی – اجتماعی – فردگرائی جایگزین نظریه خویشاوندی می گردد . رشد و تسلط این ایده در زمینه های فرهنگی و هنری سبب شد که هنرمند به پرورش و بیان احساس خویش پرداخته شیوه فرداگرایانه را اتخاذ نماید .
روحیه فردگرائی و خردگرائی سبب کاهش هنر درباری ( نمایشات عظیم و باشکوه ) گشت و به سستی انگیزه ها و پیوند های مذهبی در هنر انجامید . با تضعیف شدن نفوذ مذهب بر هنر – آثار دنیوی جایگزین آثار قبلی شد . هنر با رهائی از سمبل های جادوئی – دیگر خدمتگزار مذهب نیست . ( البته از قدرت مذهب کاسته نمی شود فقط در هنر تضعیف می گردد ) .
از این پس مسیر هنر تغییر می یابد و به جای وسیله نفوذ بر خدایان – ارواح و انسانها به کشف زیبایی پرداخته و در خود شکوفا می شود و از قید و بندهای جادو گران – ثنا گوئی – ابزار تبلیغ و... رهایی می یابد .
در تاریخ برای اولین بار هنر با خارج شدن از حیطه ابزار کار با هدف در مسیر نهایی خود گام بر می دارد و در زمینه های گوناگون راه کمال می پیماید . بزرگترین تحول در تاریخ هنر ( هنر برای هنر ) صورت می گیرد . بررسی و پزوهش به صورت آزاد به وجود می آید و آثار هنری در خودشان خلق می شوند . اینگونه تحولات به دوره خاصی مربوط نیست بلکه سیر تکامل طبیعی نسل ها و قرنهای متمادی است . چنین است که برای اولین بار – دانش از خرافه های مذهبی و هر نوع اندیشه سوداگرانه – رهایی می یابد و هنر از جادو و مذهب جدا و مستقل می گردد . ( البته این گفتار به این منظور نیست که هنر کاملا از قید مذهب خارج گردیده است بلکه منظور شکل گیری هنر غیر مذهبی می باشد . چنانکه موسیقی به هر دو شکل مذهبی و غیر مذهبی مطرح بوده و به موازات هم با کیفیت های گوناگون رشد کرده است . هنرهای دیگر هم این روند را طی می کنند . )
آثار هنری زاییده شرائط اقتصادی اجتماعی است . در این عصر و به خاطر کسب در آمد – تجارت گسترش می یابد و مبادله پایاپای اولیه منجر به تقسیم کالا و ایجاد داد و ستد می گردد . همین امر سبب آشنایی عمیق تر در مورد پدیده های مشترک می شود . با متمایز شدن محتوا و شکل یک پدیده از یکدیگر این تصور پیش آمد که شکل می تواند مستقل عمل کند . بین این پندار و رشد ثروت و تخصصی شدن کار که در رابطه با آن است که موجب اندیشه مجرد می گردد و در نهایت به استقلال اشکال ذهنی می انجامد . آزادی برخی عناصر به منظور خلق شیوه های مستقل ( بدون چشم داشت مالی ) بیانگر رشد ثروت و اوقات فراغت است . حاکمان جامعه به منظور به خدمت درآوردن هنر ( فاقد هدف ) به پرداخت هزینه هایی در این زمینه می پردازند .
تحولات و دگرگونی های این عصر یونان را می توان در نمادهایی جستجو کرد که از فرهنگهای بیگانه بر یونانی ها اثر می گذاشت . بیگانگان سبب آگاهی آنان به رشد همه جانبه شئونات فرهنگی شان گردیدند و خود آگاهی را در آنان ایجاد کردند که به خودمختاری و خود انگیختگی شان منجر شد و شرائط اقتصادی هنر و فرهنگ آنها را هدایت کرد .
در قرن پنجم پیش از میلاد اشرافیت تجاری جایگزین اشرافیت دودمانی گردید و مشتی ربا خوار جای دولت طائفه ای را گرفت . در این دوره ( قرن پنجم پیش از میلاد ) هنر کلاسیک یونان آغاز وشکوفا می گردد . هنر آن عصر را عهد تکامل ( کلاسیک ) و هنر پیش از آن را عهد باستان ( آرکائیک ) نامیدند . در این دوره مهم ترین و ثمر بخش ترین کشفیات در زمینه طبیعت گرائی صورت گرفت به طوریکه در هر اثر – طبیعت گرائی و گرایش به انتزاع در هم پیوند خوردند .
هنر کلاسیک یونان در این عصر ( قرن پنجم پیش از میلاد ) به مفهوم امروزی خود کلاسیک نبود . بلکه خصوصیات و جلوه های مخصوص به خود داشت . در این سده – دموکراسی در یونان شکوفا می شود و از محدودیت هایی که بر آزادی فرد اعمال می شد کاسته می گردد . از قید و بندهایی که مانع آزادی می گردید خبری نبود – سنتهای موروثی محو می گردد . در نیمه دوم این قرن مضامین جدیدی که بر پایه دانش – اندیشه منطقی و ذهن پرورش یافته است جای آرمانهای اشرافی را می گیرد جنبش سوفسطائیان و گسترش لیبرالیسم که تحولی فلسفی و بازتاب شرائط اجتماعی است ظاهر می شود و دموکراسی بر هنر و اجتماع حاکم می شود . در پایان این سده اهمیت عناصر طبیعت گرایانه – عاطفی و فرد گرایانه در هنر افزایش می یابد و وهم گرائی و ذهنیت این دوره بیانگر لیبرالیسم اقتصادی و مردم سالاری می باشد . مردم این عصر انسان را معیار و مقیاس همه چیز می دانستند و بیشتر به خود مدیون و متکی بودند تا به نیاکانشان .
در سده چهارم به علت جنگ و ناکامی ها – هنر به سرنوشت شومی دچار شد زیرا بعد از جنگ سو استفاده کنندگان که شامل طبقه جدید و ثروتمند و زائیده شکوفائی تجاری بودند به منظور حفظ منافع خود سرمایه گذاری در آثار هنری را آغاز کردند و آن را به تملک خویش در آوردند . از این پس سیر تبلیغاتی هنر که به منظور مقاصد گوناگون و مفید خلق می شد تغییر یافت . لذت جوئی و معیار های زیبا شناسی جایگزین محتوا و مضمون گردید و هنر در خدمت تبلیغات طبقات ثروتمند درآمد .
عصر اسکندر مقدونی ( در قرن سوم پیش از میلاد ) و سه قرن پس از وی که به عصر یا دوران هلنی مشهور است درخشانترین عصر هنری فرهنگی یونان است . یونان مهد هنر می گردد و هنرش به شرق راه می یابد . البته این تاثیر دو جانبه بوده است . هنر برای اولین بار خصلت جهانی می یابد . دوران هلنی از لشکرکشی های اسکندر به شرق آغاز می شود و از فتوحات او تا استقرار سلطه روم تا آسیای صغیر و مصر به طول می انجامد ( از قرن سوم قبل از میلاد تا اول میلادی ) . با درآمیختگی تمدن شرق و غرب ( یونان و خاور میانه ) این دوران هر روز شکوفاتر می گردد .
اسکندر مقدونی که خود اهل علم و دانش بود موانع سیاسی را که از تقابل فرهنگی جلوگیری می کرد از میان برداشت . او به هر سرزمینی که پا می گذاشت پس از فتح آن آنجا را مرکز آداب و رسوم و فرهنگ یونانی ها قرار می داد . زبان و ادبیات – معماری – ورزش و سایر دستاوردها و رسوم یونانی را با خود به آنجا می برد و در جهت بسط و گسترش آ« می کوشید . او برای اولین بار حکومت یونان را که قبلا به صورت ایالتی اداره می شد به شکل مستقل و واحدی درآورد .
در این دوره فرد گرائی در تمام زمینه ها ظاهر می شود . سنتهای کهنه و دست و پاگیر که مانع رقابت آزاد می شود – منسوخ می گردد و انجمنهای تحقیقاتی – کتابخانه ها و موزه ها تشکیل و گرد آوری آثار هنری به شکل منظم و طبق برنامه آغاز می گردد . هنرمندان با رهایی از قید و بند موطن خویش در مراکز فرهنگی بزرگ و بین المللی گرد می آیند . در فرهنگ و هنر این عصر همبستگی جهانی بین دانشمندان و هنرمندان صورت می گیرد . سبک های باروک روکوکو و کلاسیک عصر هلنی به ترتیب ظاهر گشت .
در عصر هلنی – تئاتر ها و ورزشگاه ها از دوران کلاسیک بسیار بزرگتر بودند . تئاتر های این عصر دهها هزار تماشاچی را درون خود جای می داد . در بسیاری از شهرها بناهای عمومی تازه ای برپا می گشت . این گسترش مدنیت هلنی با تغییرات کیفی همراه بود و ضمنا میراث فرهنگی شرق را نیز در بر داشت . رشته هایی که در فرهنگ کلاسیک یونان از موقعیت پایین تری برخوردار بودند اهمیت اساسی یافتند . مانند فنون – علوم دقیقه – علوم طبیعی – طب – جراحی و کشاورزی به سطح بی سابقه ای می رسند و در مقابل علوم اجتماعی – فلسفه – ادبیات و تا اندازه ای هنر به انحطاط کشیده می شوند . این انحطاط با کاهش فعالیت های اجتماعی و سیاسی توده ها قابل بیان است .
پیدایش شهرها در گستره ای وسیع – رشد بازرگانی – دریایی و گسترش جنگها میان قدرت های دریایی و زمینی – تکمیل تکنیک را ایجاب می کند . تکنیک هلنی نمونه های شگفت انگیزی ارائه داد . کشتی ها می توانستند هزاران نفر را با خود حمل کنند . در اتاقها و سالن های روی عرشه برای مسافران عالیرتبه وسایل راحتی و تفریح فراهم بود .
در عصر اسکندر مقدونی دگرگونی بسیار چشمگیری در موقعیت هنرمندان ایجاد گردید . با ورود اموزش های فلسفی و ادبی به محافل هنر مندان – مجزا ساختن آنان از صنعت گران معمولی آغاز شد . از این پس به آنان مانند صنعت گران ساده که از ارزش معنوی بی بهره بودند نگریسته نمی شد بلکه به عنوان هنرمند مقام والائی کسب کردند و مورد قدر شناسی مردم قرار گرفتند .
سیر تکاملی هنر یونان را می توان چنین جمع بندی کرد : در قرن ششم پیش از میلاد استقلال هنر کشف گردید و در قرن پنجم پیش از میلاد ( عصر کلاسیک ) به کار گرفته شد . در قرن چهارم قبل از میلاد هنر به زیبایی گرایی روی آورد و در قرن پیش از میلاد ( عصر هلنی ) و از آن به بعد ( قرن دوم و اول قبل از میلاد ) به اوج خود رسید و پیوندی جهانی یافت .
سلام و درود فراوان بر بازدید کنندگان محترم .