تكستاره منظومه شمسي، خورشيد، تنها يكي از 400 ميليارد ستاره در كهكشان راهشيري و ستارهاي كاملاً معمولي از دسته ستارگان رشته اصلي است. خورشيد ما که 5 ميليارد سال پيش از ابري از غبار -كه بقاياي انفجار يك ابرنواختر بود- به وجود آمد، هماكنون در نيمه عمر خود به سر ميبرد. خورشيد نيز مانند ساير ستارگان كهكشان راهشيري در حال چرخش به دور مركز كهكشان است. سرعت اين حركت 217 کيلومتر بر ثانيه و هر دور گردش خورشيد به دور مركز كهكشان، 225 تا 250 ميليون سال است. زمين، سيارات منظومه شمسي و اقمار آنها، سيارات كوتوله، سيارکها، شهابسنگها، دنبالهدارها و ذرات معلق گرد و غبار، خورشيد را در اين سفر همراهي ميكنند. مرکز خورشيد، کورهاي هستهاي با دماي 15 ميليون درجه سانتيگراد و چگالي 150 برابر آب است. تحت چنين شرايطي هستههاي اتم هيدروژن با هم ترکيب شده و به هليوم تبديل ميشوند. در اين حين، 0.7 درصد جرم ترکيب شده، تبديل به انرژي ميشود. از 590 ميليون تن هيدروژني که در هر ثانيه ترکيب هستهاي ميشوند، 3.9 ميليون تن ماده به انرژي تبديل ميشود. اين سوخت هيدروژني، تا 5 ميليارد سال ديگر دوام خواهد داشت. با وجود آنکه خورشيد نزديکترين ستاره به زمين است و طي ساليان متمادي دانشمندان بسياري به دقت آن را مورد بررسي و مطالعه قرار دادهاند، اما هنوز سوالات بيپاسخ بيشماري در رابطه با آن باقي مانده است؛ از جمله آنکه چرا جوّ خارجي خورشيد درجه حرارتي معادل با يك ميليون کلوين دارد، در حاليکه درجه حرارت سطح خورشيد که فوتوسفر ناميده ميشود، تنها 6000 کلوين است.
|
خورشيد ستارهاي است در مرکز منظومه شمسي که زمين واجرام ديگر (شامل ساير سيارات به همراه اقمارشان، [سيارکها]، [شهاب سنگها]، [دنبالهدارها] و ذرات معلق گرد وغبار) درحال چرخش به دور آن هستند. تك ستاره منظومه شمسي ستارهاي است با اندازه متوسط، که 5 ميليارد سال از عمر آن ميگذرد و 99/8 درصد از کل جرم منظومه شمسي را تشکيل ميدهد. اگر روي سطح خورشيد 11900 کره زمين را کنار يکديگر قرار دهيم، تمام سطح خورشيد پوشيده ميشود. همچنين اگر خورشيد را مانند کرهاي تو خالي در نظر بگيريم، در اين صورت براي پرکردن داخل آن به 1,300,000 کره زمين نياز خواهيم داشت. اين ستاره ظاهري کروي داشته و عمدتاً از گازهاي هيدروژن و هليوم تشکيل شده است. (74% از جرم خورشيد يا 92% از حجمش را هيدروژن و 25% از جرم آن يا 7% از حجمش را هليوم تشکيل داده است.)
خورشيد با سرعت 217 کيلومتر بر ثانيه به دور مرکز کهکشان راه شيري در حال چرخش است. با اين سرعت ميتوان يک سال نوري را در هر 1400 سال پيمود يا به عبارتي ميتوان يک [واحد نجومي] (AU) را در 8 روز طي کرد. (فاصله متوسط بين زمين و خورشيد که تقريباً معادل با 150 ميليون کيلومتر است يک واحد نجومي ناميده ميشود.) مدت 225 تا 250 ميليون سال طول ميکشد تا خورشيد بتواند با چنين سرعتي يک دور کامل به دور مرکز کهکشان راه شيري بگردد. از آنجا كه خورشيد قادر به توليد نور و گرما به كمك همجوشي هستهاي هيدروژن است، در دسته بندي ستارگان در گروه [ستارگان رشته اصلي] قرار ميگيرد. همجوشي هستهاي هيدروژن كه در مركز خورشيد اتفاق ميافتد موجب توليد انرژي به صورت نور و گرما شده و زندگي بر روي كره زمين را ممكن ميسازد. |
|
مرکز خورشيد، کورهاي هستهاي با دماي 15 ميليون درجه سانتيگراد (27 ميليون درجه فارنهايت) و چگالي 150 برابر آب است. تحت چنين شرايطي، هستههاي اتم هيدروژن باهم ترکيب شده و به هستههاي هليوم تبديل ميشوند. ضمن اين همجوشي، 7/0 درصد جرم ترکيبشده تبديل به انرژي ميشود. از 590 ميليون تن هيدروژني که در هر ثانيه ترکيب هستهاي ميشود، 9/3 ميليون تن ماده به انرژي تبديل ميشود. اين سوخت هيدروژني، تا 5 ميليارد سال ديگر دوام خواهد داشت.
هسته خورشيد از مرکز آن تا فاصله 2/0 شعاع خورشيد در نظر گرفته ميشود. چگالي آن برابر با 150،000 کيلوگرم بر مترمکعب (150 برابر چگالي آب روي زمين) و دماي آن نزديک به 13،600،000 کلوين (15 ميليون درجه سانتيگراد) است. دماي سطح خورشيد 5785 کلوين، معادل 2350/1 برابر دماي هسته خورشيد است.
بررسيهاي صورت گرفته اخير در ماموريت فضايي سوهو نشان داد که هسته خورشيد به مراتب سريعتر از ساير نقاط متشعشع خورشيد ميچرخد. در تمام طول عمر خورشيد، اين ستاره انرژياش را از طريق شکافت هستهاي که به صورت يک سري مراحل زنجيرهوار رخ ميدهد، تامين مينمايد که به آن زنجيره پروتون-پروتون گفته ميشود. در ستارگان، دو مجموعه فعل و انفعال وجود دارد که ميتواند منجر به تبديل هيدروژن به هليوم و در نهايت، آزاد شدن انرژي شود: 1- [پروتون-پروتون يا زنجيره پي-پي] که در ستارگاني با جرميمعادل يا کمتر جرم خورشيد نقش مهميايفا ميکند.
2- [چرخه CNO] که در ابرستارگان با اجرامي به مراتب بيشتر از خورشيد از اهميت ويژهاي برخوردار است.
در چرخه پروتون-پروتون، طي سه مرحله چهار هسته هيدروژن با يكديگر تركيب شده و يك هسته هليوم را به وجود ميآورند:
مرحله 1 و 2 بايد دو بار پشت سرهم انجام گيرند تا دو هسته هليوم هر كدام با 3 پروتون به وجود آيند. اين روند همچنين منجر به آزاد شدن مقاديري انرژي ميشود. هسته خورشيد تنها بخشي از خورشيد است که در آن شکافت هستهاي صورت ميگيرد كه اين فرايند، منجر به آزاد شدن مقادير قابلتوجهي گرما ميشود. ساير بخشهاي خورشيد نيز با همين گرماي توليد شده در هسته که به سمت خارج متساعد ميشود، گرم ميشود. انرژي آزاد شده در هسته خورشيد پيش از آنکه بتواند به صورت نور و يا ذرات داراي انرژي جنبشي، در فضا آزاد شود، بايد از لايههاي متوالي متعددي عبور کند تا در نهايت بتواند به شيدسپهر رسيده و به فضا بگريزد.
در هر ثانيه 3.4×1038 هسته اتم هيدروژن به هسته اتم هليوم تبديل ميشوند (بيش از حدود 8.9×1056 ميزان کل پروتونهاي آزاد در خورشيد) که اين امر موجب تبديل 26/4 ميليون تن ماده به انرژي در هر ثانيه ميشود که ميزان اين انرژي برابر است با 3.83×1026 وات يا به بيان سادهتر برابر است با ميزان انرژي آزاد شده از انفجار 9.15×1010 مگاتن [تي اِن تي] در هر ثانيه. ممکن است اين ارقام بسيار بزرگ به نظر برسد، اما در اصل اين ارقام حاکي از نرخ پايين توليد انرژي در هسته خورشيد است (حدود 3/0 ميکرووات بر سانتيمتر مکعب يا به عبارتي 6 ميکرووات به ازاي هر کيلوگرم ماده) براي مقايسه، در نظر بگيريد كه ميزان انرژي توليد شده توسط بدن انسان 2/1 وات به ازاي هر کيلوگرم است که اين ميزان به ازاي هر واحد از جرم، ميليونها بار بزرگتر از آنچه در هسته خورشيد رخ ميدهد، است.
استفاده از پلاسما براي توليد انرژي در زمين با مقادير و پارامترهاي مشابه خورشيد، کاملاً غيرعملي و ناممکن است. ضمن آنکه رآکتورهاي هستهاي موجود به پلاسمايي با دمايي به مراتب بيشتر از دماي پلاسما در هسته خورشيد براي توليد انرژي نياز دارند.
سرعت شکافت هستهاي رابطه تنگاتنگي با چگالي و دما دارد، بنابراين سرعت شکافت و همجوشي هستهاي در هسته خورشيد در يک حالت [موازنه خودبهخود اصلاحشونده] قرار دارد. اين مطلب بدان معناست که در صورتي که اندکي سرعت شکافت هستهاي بالا رود، هسته خورشيد اندکي منبسط شده و كاهش دما موجب کاهش سرعت شکافت هستهاي ميشود و به اين ترتيب اين آشفتگي خودبهخود اصلاح ميشود. از طرف ديگر در صورتي که سرعت شکافت هستهاي اندکي کاهش يابد، هسته اندکي خنک شده و منقبض ميشود، که اين عامل موجب بالا بردن فشار و در نتيجه سرعت شکافت هسته اي شده و سرعت شکافت را به ميزان مطلوب ميرساند.
فوتونهاي پرانرژي ([کيهاني]، [گاما] و [ايکس]) آزاد شده در نتيجه شکافت هستهاي بهراحتي توسط يک لايه چند ميليمتري از پلاسما جذب شده و دوباره به صورت تصادفي در جهات گوناگون منتشر ميشوند که البته کمي از انرژي خود را نيز در همين فرايند از دست ميدهند. بنابراين مدت زمان زيادي طول ميکشد تا اين فوتونها بتوانند به سطح خورشيد رسيده و به فضا گسيل يابند که به اين زمان "مدت زمان سفر فوتون" گفته ميشود که طول آن بين 10000 تا 170000 سال تخمين زده ميشود. هر پرتوي گاما قبل از آنکه از سطح خورشيد به فضا بگريزد در هسته خورشيد به چندين ميليون فوتون نور مرئي تبديل ميشود.
سرانجام پس از اتمام سفر فوتونها و رسيدن آنها به لايه نامرئي شيدسپهر که انتقال دهنده گرما به محيط خارج است، اين فوتونها به صورت نور مرئي از سطح آن به فضاي نامتناهي ميگريزند تا سفر بيپايان خود را در اعماق فضا آغاز کنند.
|
|
لايه بعد از هسته، [ناحيه تشعشع] است. اين منطقه بيش از 32 درصد حجم و 48 درصد جرم خورشيد را شامل ميشود. اين منطقه به اين علت منطقه تشعشع ناميده ميشود كه انرژي از ميان آن بيشتر به شكل تابشي حركت ميكند. دما در اين منطقه يك ميليون درجه سانتيگراد است. دما و تراكم مواد در ابتداي اين ناحيه يعني نزديك به هسته زياد است، ولي با نزديك شدن به انتهاي ناحيه، دما و جرم كاهش پيدا ميكند.
ذرات نور در اين منطقه بايد از لايههاي مستحكم گاز عبور كنند. در نتيجه، ممكن است يك ميليون سال بگذرد تا يك فوتون از اين منطقه عبور كند. |
|
در لايه خارجي خورشيد (تا فاصله 70% شعاع خورشيد از هسته که کمي بيش از 2% جرم خورشيد را شامل ميشود) پلاسماي خورشيدي به اندازه کافي داغ و چگال نيست که بتواند انرژي گرمايي داخل خورشيد را به صورت انرژي تابشي از خود گسيل کند. از اين رو گرما به وسيله [جريانهاي همرفتي] از بخشهاي داخليتر به سطح خورشيد (شيدسپهر) انتقال مييابد. هنگاميکه مواد در سطح خورشيد سرد ميشوند، به طور ناگهاني به داخل آن سقوط ميکنند و دوباره به مرکزِ انتقال حرارتي که از همانجا گرما دريافت کرده بودند، بازميگردند تا دوباره انرژي و گرماي لازم را از اين منطقه دريافت کنند. در مواردي که اين مواد به شدت گرم شوند، از طريق جريان همرفتي که مانند ستونهايي از دل خورشيد تا سطح آن ادامه دارند، ناگهان به سطح خورشيد بازگشته و فوران ميکنند که در اين صورت باعث دانهدانه شدن سطح خورشيد ميشوند. به بيان سادهتر، اين دانهها در واقع همان ستونهاي جريانهاي همرفتي در خورشيد هستند که دائماً مواد داغ و گداختهشده را به سطح خورشيد انتقال ميدهند.همين جريان متلاطم و آشفته همرفتي در خارجيترين بخش از منطقه وزش گرمايي خورشيد باعث تقويت شدن ميدانهاي مغناطيسي ضعيف در خورشيد و در نهايت به وجود آمدن قطبهاي مغناطيسي بسيار قوي در قسمت شمالي و جنوبي خورشيد ميشود.
پايينيترين لايه جوّ خورشيد يا همان سطح خارجي خورشيد که با چشم غيرمسلح قابل مشاهده است، شيدسپهر ناميده ميشود که ضخامت آن حدود 500 کيلومتر است. در قسمت بالاي شيدسپهر نور مرئي خورشيد ميتواند آزادانه در فضا منتشر شود. در اين سطح، تمامي انرژي ميتواند به راحتي از سطح خورشيد بگريزد. تغيير در ميزان شفافيت خورشيد و کدر شدن آن به علت کاهش ميزان يونH- رخ ميدهد زيرا كه اين يون به راحتي ميتواند نور مرئي را جذب نمايد.
به عكس، نور مرئياي که ما قادر به ديدن آن هستيم در اثر برخورد و برهمکنش الکترونها با اتمهاي هيدروژن به منظور تشکيل يون H- توليد ميشود.
به دليل آنکه بخشهاي بيروني لايه غيرشفاف شيدسپهر خنکتر از بخشهاي دروني آن است، تصوير خورشيد در مرکز درخشانتر و روشنتر از اطراف آن به نظر ميرسد که به اين پديده تاريکي لبه قرص خورشيد، اثر [تاريكي لبه] گفته ميشود. نور خورشيد تا حدي شامل طيف نوري [جسم سياه] است و دماي آن به حدود 6000 کلوين ميرسد. اين طيف نوري از لايههاي نازک بالاي شيدسپهر همراه با [خط جذب اتمي] به فضا پراکنده ميشود.
شيدسپهر داراي [چگالي حقيقي] 1023 m-3 است که اين مقدار تقريباً برابر با 1% چگالي حقيقي جوّ زمين در سطح دريا است. در بررسيهاي ابتدايي نتايج [طيفسنجي] شيدسپهر، تعدادي خط جذبي يافت شدند که با هيچيک از عناصر شيميايي شناختهشده در زمين تا آن زمان مشابه نبودند. در سال 1868 [نورمن لاکير] اينگونه پنداشت که عامل پيدايش اين خطهاي جذبي به علت وجود عنصري خاص در ساختار شيدسپهر خورشيد است که در زمين يافت نميشود. او اين عنصر را هليوم نام نهاد (که از نام هليوس که در يونان باستان به عنوان خداي خورشيد شناخته ميشد) اقتباس شده بود (25 سال پس از اين کشف، هليوم در زمين کشف شد).
مراجع
|

