سازمان بخشیدن به صداهای زیر و بم ، نخستین كار یك آهنگساز است . آهنگساز می تواند حس و حالتی ویژه را به كمك صداهای بسیار زیر یا بسیار بم در موسیقی اش بیآفریند.
برای مثال صداهای بم می توانند حزن و اندوه یك مارش عزا را فزونی بخشند و صداهای زیر یك رقص را سرزنده تركنند . اوج گیری مداوم به سمت صداهای زیر تر، اغلب بر تنش و هیجان موسیقی می افزاید .
گر چه موسیقی متعارف و آشنا برای ما بیشتر مبتنی بر صداهایی با زیر و بم معین است تا صداهای بدون زیر و بم معین مانند صدای طبل بزرگ و سنج كه ایفاگر نقش مهمی در جنبه ریتمیك موسیقی هستند . در مناطقی از آفریقا صدای طبل ها ، كه فاقد زیر و بم معین است ، اهمیت بسیار دارد و با پیشرفت های نو در موسیقی الكترونیك ، این صداها اندك اندك در موسیقی غرب نیز نقشی بنیادی ایفا می كنند .
دینامیك
میزان شدت صدا در موسیقی ، دینامیك نامیده می شود . شدت صدا بستگی كامل به دامنه نوسانی دارد كه آن را پدید می آورد . هر قدر سیم گیتار شدیدتر نواخته شود صدای پدید آمده قوی تر خواهد بود .
هنگامی كه سازها قویتر یا ملایم تر نواخته شوند یا تعداد سازهای هم نواز تغییر كند ، تغییری دینامیكی پدید خواهد آمد چنین تغییری ممكن است تدریجی یا ناگهانی صورت گیرد . افزایش تدریجی شدت صدا ، به ویژه هنگامی كه با افزایش ارتفاع صوت همراه باشد ، اغلب هیجان آفرین است . از سوی دیگر، كاهش تدریجی شدت شدت صدا می تواند حسی از سكون و آرامش را به شنونده انتقال دهد .
اجرا كننده موسیقی می تواند با اجرای قوی تر یك صدا نسبت به صداهای مجاور، آن را مؤكد سازد . تاكیدی از این نوع را تاكید دینامیكی یا آكسان گویند . دگرگونی های ماهرانه و ظریف دینامیكی می تواند به اجرای موسیقی روح و حالت ببخشد . این دگرگونی ها گاه در نت نویسی قطعه معین شده اند اما اغلب چنین نیست و اجرا كننده است كه با احساسات خود در موسیقی روح می دهد.
تعیین دینامیك نیز مانند بسیاری دیگر از عناصر موسیقی مطلق نیست . هر صدا نسبت به صداهای مجاورش دینامیكی ، ملایم یا قوی ، دارد . قوی ترین صدای یك ویولون تك در مقایسه با دینامیك یك اركستر كامل و حتی در برابر صداهای تقویت شده ی موسیقی راك بسیار ضعیف است ، اما همین صدا می تواند در چارچوب موسیقی تك سازی خود فورتیسیمو ( بسیار قوی ) باشد.
رنگ صوتی
حتی هنگامی كه ترومپت و فلوت صدایی واحد را با دینامیكی یكسان بنوازند نیز صدایشان را از هم تشخیص می دهیم . كیفیتی كه صدای آن ها را از هم متمایز می سازد رنگ صوتی یا تمبر (Timbre ) نامیده می شود . رنگ صوتی با واژه هایی همچون روشن ، تیره ، درخشان ، نرم وغنی توصیف می شود.
دگرگونی رنگ صوتی نیز مانند دگرگونی دینامیك ، تنوع و تضاد می آفریند . هنگامی كه ملودی با یك ساز و سپس با سازی دیگر نواخته می شود ، تاثیر های بیانی متفاوتی پدید می آورد كه به سبب رنگ صوتی ویژه ی هر كدام از آن سازهاست.
از سوی دیگر، رنگ های صوتی متضاد ممكن است برای برجسته نمایی یك ملودی تازه به كار گرفته شوند : پس از آن كه ویولون ها ملودی را نواختند ، ابوا ممكن است ملودی متضادی را با رنگی تازه ارائه كند.
رنگ های صوتی می توانند حس پیوستگی نیز پدید آرند تشخیص یك ملودی كه گاه در قطعه شنیده می شود هنگامی آسان تر است كه هر بار با همان ساز یا سازهای قبلی نواخته شود.
برخی از سازها ممكن است تاثیر برانگیزانندهء ملودی را شدت دهند : صدای درخشان ترومپت با نواهای قهرمانی یا نظامی مناسبت دارد و رنگ تسكین بخش صدای فلوت با حال و هوای یك ملودی آرام هم خوان است . در واقع ، آهنگسازان با در نظر داشتن رنگ صوتی سازی ویژه به خلق ملودی می پردازند . در عمل گستره ی بیكرانی از رنگ های صوتی در دسترس آهنگساز است.
تلفیق ساز های مختلف ، مانند تلفیق ویولون ، كلارینت و ترومبون به پیدایش رنگ های تازه ای می انجامد كه هیچ كدام از سازها به تنهای قادر به ایجاد آن نیستند . علاوه بر این ، رنگ صوتی با تغییر تعداد نسبی سازها یا خط های آوازی اجرا كنندهء ملودی نیز دگرگون می شود . سرانجام اینكه ، پیشرفت تكنیك های الكترونیك در سال های اخیر آهنگسازان را توانا ساخته است تا رنگ هایی سراسر متفاوت با رنگ صوتی ساز های متداول ابداع كنند.




