می گویند پدر او سنگتراش یا پیکرتراش بوده است ، و در تایی آن می توان به سخن افلاطون اشاره کرد که دایدالوس Daedalus را نیای سقراط می نامد (ائوتوفرون 11b ، آلکیبیادس اول 121a) . همانطور که پزشک ها سلسله النسب خود را به نیای اصلی خویش ، آسکلیپوس Asclepius ، می رسانیدند . پیکر تراش ها نیز طبیعتاً سلسله ی خود را ت دایدالوس تعقیب می کردند . در توجیه این شجره نامه ی اسطوره ای باید گفت رسم یونانی این بود که هر شغلی از پدر به پسر می رسید . بر همین اساس گفته اند خود سقراط در حرفه ی پیکر تراشی پرورش یافته بود ، و احتمالاً در جوانی به آن کار اشتغال داشت .

جهت مشاهده ادامه مطلب بر روی لینک ادامه مطلب کلیک نمایید .
ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد میرزایی در یکشنبه 12 خرداد1387 ساعت 3:48 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
در قرن بیستم تحولات عمیقی در علوم طبیعی به وجود آمد و نظریات فیزیکی نوینی از جمله نظریه نسبیت ، نظریه مکانیک کوانتومی را در دیدگاه جهان پدیدار ساخت. کشفیات تصادفی و دور از دسترس بسیاری که در فیزیک و به ویژه در اختر فیزیک صورت گرفتهاند، درک ما را از جهان و قوانین حاکم بر آن بهبود بخشیدهاند. البته این بدین معنی نیست که علم در آینده ، اطلاعات کنونی را کاملا رد میکند.
علوم طبیعی براساس کشفیاتی که در آن صورت گرفته ، موفقیت بزرگی را کسب کرده است. بسیاری از قوانین و نظریات بیان شده دارای کاربرد وسیعی هستند. درست است که انقلاب علمی سبب ظهور مفاهیم و نظایات نوینی میشوند، اما برخلاف انتظار با مفاهیم اساسی و پایه گذشته ادغام میگردند و مفهوم خود را در ارتباط با پدیدهها حفظ میکنند.
جهت مشاهده ادامه مطلب بر روی لینک ادامه مطلب کلیک نمایید .
ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد میرزایی در دوشنبه 30 اردیبهشت1387 ساعت 0:12 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
باروخ ( بندیکت) اسپینوزا ، فیلسوف هلندی ( با اصلیت یهودی پرتغالی ) که در سال ۱۶۳۲ به دنیا آمد و به دلیل عدم نگرش سنتی به دین یهود ، در سال ۱۶۵۶ تکفیر و از جامعه یهود اخراج شد ، تا پایان عمرش در ۱۶۷۷ ، شجاعانه پای اصول خود ایستاد و بر طبق فلسفه ای که خود بنا کرده بود زندگی کرد .
او ابتدا به مطالعه متون دینی و الهیات پرداخت ؛ اما باب طبعش قرار نگرفت و پس از مطالعه آثار فیلسوفان از دوره قدیم تا قرون وسطا و رنسانس و برگرفتن ایده هایی که در ساختمان فکری و نظام فلسفی او تأثیرگذاشتند ، در نهایت تحت تأثیر دکارت (۱۶۵۰ – ۱۵۹۶) قرار گرفت . اسپینوزا بارزترین نماینده مکتب اصالت عقل می باشد که با دکارت به عرصه ظهور رسید .
برای مشاهده ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد میرزایی در پنجشنبه 13 دی1386 ساعت 9:59 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
بعد ازتکوین نظریه کوانتوم در اواخر دهه سوم قرن بیستم کم کم نظر فیلسوفان فیزیکدان و فیزیکدانان فیلسوف مشرب متوجه جنبه های معرفت شناختی این نظریه شد واز آن زمان تا به حال مخصوصاٌ در دو دهه اخیر بسیار درباره تاًثیر مکانیک کوانتومی روی جریان تفکر فلسفی معاصر نوشته شده است . اما متاًسفانه جز در مواردی معدود کمتر درباره تاًثیری که فلسفه و علی الخصوص آثار فلسفی قرن نوزدهم روی تفکر فیزیکی معاصر گذاشته است صحبت شده است.ما در اینجا درباره برخی نظرات فیلسوفان قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم که احتمالاٌ روی بور تاًثیر گذاشته اند صحبت خواهیم کرد . و همچنین نگاهی گذرا بر افکار بور خواهیم داشت و اتفاقاتی را که احتمالاٌ منجر به ارائه" اصل مکملی بور" شده مورد بررسی قرار خواهیم داد.
هایزنبرگ گفته است که بور در درجه اول فیلسوف بود تا فیزیکدان ،ولی از آن فیلسوفانی بود که تاًکید داشت حکمت طبیعی حتماٌ باید با تاًیید قاطع تجربه همراه باشد .در تاًیید این سخن هایزنبرگ می توان گفت که غالب مقالات و سخنرانی های بور در سالهای 1927-1962 عمدتاٌ فلسفی است. بور مخصوصاٌ پس از سال 1927 بیشتر اوقات خود را صرف تبین مسائل معرفت شناختی فیزیک اتمی کرد و این بخش از دانش بشری را وسیله قرار داد که از طریق آن به نظریه ای جهانشمول درباره معرفت شناسی دست یابد.
برای مشاهده ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد میرزایی در یکشنبه 29 مهر1386 ساعت 9:52 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
فلسفه فيزيك به معناى امروزين كلمه تقريباً از اوايل قرن بيستم و با شكل گرفتن تجربه گرايى منطقى وارد ادبيات فلسفى شد.امروزه در دانشگاه هاى معتبر دنيا كرسى اى با اين عنوان در سطوح مقدماتى و تكميلى ارائه مى شود. هر چند با سلطه نگرش پوزيتيويستى در ميان فيزيكدانان،فيلسوفان حتى حق همراهى با فيزيكدانان را از دست داده اند ولى با اين وجود، فلسفه فيزيك جايگاه خود را پيدا كرده است. به طور كلى فلسفه فيزيك در سه شاخه جريان دارد؛...
برای مشاهده ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد میرزایی در چهارشنبه 31 مرداد1386 ساعت 1:9 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
آرام در کنار آنها نشستم و با علامت دست خواهش کردم بحث خود را ادامه دهند. سه نفر بودند ؛ توکا ، کبوتر و آرش … کبوتر با هيجان و اندکي خشم گفت: - هر چيزي را که نمي شود معنا کرد؛ “بالا” يعني بالا و “پايين” يعني پايين. بعد سرش را به طرف توکا برگرداند و گفت: - سرت را بالا بگير . توکا از روي صندلي بلندشد، ايستاد و سرش را به طرف آسمان گرفت...
برای مشاهده ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید .
ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد میرزایی در جمعه 28 اردیبهشت1386 ساعت 0:27 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
هر چند تعريف به معنايي كه مورد نظر منطقيون ميباشد، با دشواريهاي بسياري رو به روست و همانطور كه ويتگنشتاين مطرح ساخته است، ارايه يك تعريف دقيق ممكن نيست و معناي يك واژه تنها از طريق كاربرد آن در يك چارچوب بيان ميشود، اما توجه به اين نكته هم بد نيست كه سابق بر اين رسم بوده كه قبل از آغاز هر درسي، تعريفي هر چند اجمالي از آن ارايه ميكردند تا ديدي عمومي نسبت به آن ايجاد شود و براي انجام اين كار، توضيحاتي چند در ارتباط با موضوع، روش، هدف، تاريخ وضع، واضع و مسايلي كه در آن علم مورد بررسي قرار ميگيرد، ارايه ميشده...
برای مشاهده ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید .
ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد میرزایی در سه شنبه 25 اردیبهشت1386 ساعت 10:40 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
پوپر مي گويد: راه درس گرفتن از تجربه، انجام مشاهدات مكرر نيست. سهم تكرار مشاهدات در قياس باسهم انديشه هيچ است. بيشتر آنچه كه مي آموزيم با كمك مغز است. چشم و گوش نيز اهميت دارند، ولي اهميتشان بيشتر در انديشه هاي غلطي است كه مغز يا عقل پيش مي نهند....
برای مشاهده ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید .
ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد میرزایی در سه شنبه 25 اردیبهشت1386 ساعت 10:37 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
از منظر خرد گراي غربي ، تا زمانى كه ما در به كارگرفتن فهم خويش محتاج هدايت و ارشاد ديگرى هستيم و ديگرى هادى ماست و ما را راه مى برد، هنوز به مرحلهى روشنگرى نرسيدهايم. مقصود اين نيست كه ما نبايد از انديشه هاى ديگران سود بگيريم، بلكه منظور اين است كه ما در حل مشكلات خود بايد تنها بر فهم خود متكى باشيم. انديشه را مىتوان از ديگرى گرفت، اما انديشيدن را نمىتوان. كسانى كه مى خواهند تا ديگرى به جاى آنان بينديشد، هنوز در خامى و عدم بلوغ فكرى به سر مى برند. اختلاف جهان انديشهى كانتى با جهان انديشهى ايرانى، زمانى بهتر درك مى شود كه ما نگاهى كانتى به انديشههاى خود بيفكنيم...
برای مشاهده ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید .
ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد میرزایی در سه شنبه 25 اردیبهشت1386 ساعت 10:35 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
چكيده:
نوشته حاضر در صدد تبييني نقادانه از نگرش دانشمندانِ غربي در باب جايگاه انسان در هندسه گيتي, و تحليل هاي به ظاهر عرفانيِ انسان شناسان معاصر است. آنچه در اين راستا مي خوانيم عبارت است از:
مقدمه كه در آن دو نكته اساسي درباره پشتوانه هاي جهان شناختي و اعتقاديِ دوام نظريه "زمين مركزي", و ورودِ همين نگرش به عالم اسلام, مطرح شده است. و با اين پيش زمينه عيني, مسايل زير مورد بررسي قرار مي گيرد:
نفوذِ نظريه زمين مركزي در انديشه هاي ديني و عرفاني, نگرش ها و تحليل هاي انسان شناسان معاصر, نگرش عرفاي اسلامي درباره كرامت نوع انساني.
برای مشاهده متن کامل مقاله بر روی ادامه مطلب کلیک کنید .
ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد میرزایی در پنجشنبه 20 اردیبهشت1386 ساعت 11:12 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
فوتبال و فلسفه؟! در نگاه اول چنين بهنظر میرسد که اين دو حوزه که اولی بيشتر با پای انسان و حرکات بدن او و دومی بيشتر با سر انسان و ذهن او سر و کار دارد، با هم هيچ نسبتی ندارند و کارکردشان کاملاً متفاوت است. بازی فوتبال پديدهای است عينی و ملموس که اغلب در پايان دو هافتايم برنده و بازنده آن معلوم است؛ در حالی که فلسفهورزی ورزشی است ذهنی و انتزاعی که نه تنها برنده و بازندهای ندارد، بلکه گاه نيمهی اول آن با نيمهی دومش هيچ رابطهای ندارد. با اين همه، اغلب فيلسوفان، برعکس رنه دکارت، بر اين باورند که نسبت و ارتباطی ميان ذهن و بدن انسان وجود دارد.
برای مشاهده ادامه این مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد میرزایی در یکشنبه 22 بهمن1385 ساعت 9:52 بعد از ظهر |
لینک ثابت |